X
تبلیغات
وبلاگ شخصی فرامرزمیرشکار

به قلم :فرامرزمیرشکارمبارکه

هرکه اهل نگاه است اهل گناه است.

هرکه عمل ندارد امل ندارد.

هرکه غرق لذت است غرق ذلت است.

هرکه روز دارد روزی دارد.

هرکه آه ندارد در او راه ندارد.

هرکه او را باور ندارد یاور ندارد.

هرکه علم ندارد حلم ندارد.

هرکه حلم ندارد علم ندارد.

هرکه حرکت ندارد برکت ندارد.

هرکه شور ندارد شعور ندارد.

هرکه غصه ندارد قصه ندارد.

هرکه وجود دارد حسود دارد

هرکه ایمان ندارد وادی ایمن ندارد.

هرکه دروغ نمی گوید دریغ نمی گوید.

هرکه بیزار ندارد بازار ندارد.

هرکه جود ندارد وجود ندارد.

هرکه وجد ندارد مجد ندارد.

هرکه مجد ندارد وجد ندارد.

هرکه آه ندارد سپاه ندارد.

هرکه داغ دارد باغ دارد.

هرکه فکر دارد ذکر دارد.

هرکه ذکر دارد فکر دارد.

هرکه عُرضه دارد عَرضه دارد.

هرکه خدای ندارد نغمه ای که گوید به خودآی ندارد.

هرکه موج ندارد اوج ندارد.

هرکه هستی دارد مستی دارد.

هرکه طاووسش می چرد ناموسش می پرد.

هرکه ابوذر است ابوزر نیست.

هرکه دیوار دارد دیدار ندارد.

هرکه دیو دارد دید ندارد.

هرکه ا ضداد ندارد ایجاد ندارد.

هرکه باری ندارد یاری ندارد.

هرکه قهر ندارد مهر ندارد.

هرکه حزم ندارد عزم ندارد.

هرکه از خودی عیادت نمی کند خدا را عبادت نمی کند.

هرکه به یک نان نسازد خود را به دونان ببازد..

هرکه خلوت ندارد جلوت ندارد.

هرکه احترام مادر ندارد به سوی ما ، در ندارد

هرکه فاخر است فاجر است.

هرکه دل دارد دل دل دارد.

هرکه عبدالهو نیست عبدالهواست.

هرکه نور خواست از نار برخواست.

هرکه دنبال شهد است دنبال شهادت است.

هرکه ب انس ندارد نام انسان از چه رو بر خود می نهد؟؟؟

هرکه زبانش زیاد می چرخد زیانش زیاد می چرخد.

هرکه جنون ندارد جنان ندارد.

هرکه بی مال نیست بی ملال نیست.

هرکه در کوچکی شورش نکند در بزرگی کرنش نکند.

هرکه در کودکی شیطنت نکند در بزرگی شیطان را به زمین نمی زند.

هرکه تاریخ نمی داند در جغرافیا گم می شود.

هرکه فقیر او نیست به گدایی می افتد.

هر عضوی که گناه ندارد بر ضد خود گواه ندارد.

هرکه زبان را نگه ندارد زبون می شود.

هرکه حال گریه ندارد حالش گریه دارد.

هرکه درون را بسازد برون را نبازد.

هرکه چشم عبرت ندارد چشمه غیرت ندارد .

هرکه بی خیال غیر اوست دمادم پر از خیال اوست .

هرکه حسود ندارد وجود ندارد.

هرکه فوق دیگران شد باید وقف دیگران شود.

هرکه حیا ندارد حیات ندارد.

هرکه به دنبال پُست است پَست است.

هرکه به دنبال پُست است به دنبال پوست است.

هرکه سلام ندارد از سین تا لام را ندارد.

هرکه غم دارد کم دارد.

هرکه به دنبال لذاّت است بی ذات است.

هرکه کوکو ندارد هو هو ندارد.

هرکه اهل مدارا نیست هرگز قابل مداوا نیست.

هرکه شرمنده نیست بنده نیست .

هرکه از کُل ببرد و به تو روی آرد توکل دارد.

هرکه را شب خیز کردند لبریز کردند.

هرکه را بی نام کردند بینا کردند.

هرکه به عادت می کند عبادت نمی کند.

هرکه یادم نیست آدم نیست.

هرکه با این همه نور و نعمت شکور نیست شب کور است.

هرکه خادم نیست خود آدم نیست.

هرکه باخدا مانوس است کی مایوس است؟

هرکه رابیدارکردندبردارکردند...

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت توسط |

  • مدلهای ذهنی درمدیریت/دانشگاه آزاداسلامی خوراسگان/آبان ۹۲
  • نقش ارتباطات درهدایت مدیریتی/دانشگاه آزاداسلامی خوراسگان/آبان ۹۲
  • تبیین ابعادذکر/ دیدارباخانواده های شهدا/آذر۹۲
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت توسط |

  • مبانی
  • رابطه ایران وآمریکا،ربطه ی گرگ ومیش است.
  • استراتژی ایران واستراتژی امریکا دوامرمتغایراست.
  • آمریکا مظهرشر برای ایران و تنها واژه ی قابل معرفی وی شیطان بزرگ است.
  • نقدحال:
  • تغییراستراتژی ایران محال است.
  • تغییرتاکتیکها برای ایران به معنای دفع شروبرای آمریکا فرصتی طلایی برای نقاب زدن برچهره ی شیطانی خوداست.
  • ایران دردفاع از خودوباوربه دفاع ازخود درحدنهایت است.
  • آمریکانه تنهاتوان استفاده از گزینه درایران را نداردبلکه از اقدام نظامی حتی برعلیه سوریه وحزب الله لبنان ناتوان است.
  • سطح مذاکرات درحدوزرای امورخارجه ودرقالب5+1 ادامه می یابداما علی رقم  هرتوافقی امریکا به هیچ نتیجه ای بجز تعطیلی مراکزهسته ای ایران رضایت نخواهدداد واین امرنیز ازنظرایران محال است.
  • به هرحال علی رغم هرتوافقی ،بهانه جویی ها قظع نخواهدشدووضعیت درآینده به صورتی پیش خواهدرفت که همه ی تحریم ها به ضررآمریکاتمام خواهدشد وخودآمریکا بدون درخواست ایران ذلیلانه تحریمها رالغو خواهدکرد...الیس الصبح بقریب؟
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1392ساعت توسط |

رازي كه نه گفتند و نه اش نام نهادند
ني دم زد از آن راز  و ني اش نام نهادند
ديدنـد بسـي نكتـۀ باريك تر از مـوي
از روي مَثـَل زلفِ وي اش نـام نهادند
در آيــنــۀ جــام ز عـكس رخ سـاقـي
ديـدنـد خيـالـي و مـي اش نــام نهـادند
حاتـم كه بسـاط كـرم و جـود بگسترد
چون طـي شدنـي بود طي اش نام نهـادند
كاووس نـدانيم كـه كـي بود و كجا بود
اينست كه كاووس كي اش نــام نهــادند

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت توسط |


5 S خلاصه عبارات Seiri ( سازماندهي ), Seition ( نظم و ترتيب ), Shitsuke (انضباط), Seiso (پاكيزه سازي) و Seiketus  (استانداردسازي) مي باشد. 5 S نظامي است كه در ژاپن بصورت نهادينه مورد استفاده قرار گرفته و نتايج بسيار خوبي را براي واحدهاي صنعتي و خدماتي به ارمغان آورده است. نتايجي كه معمولاً با استفاده از اين روش حاصل مي گردد را مي توان به اختصار به پيشگيري از حوادث , كاهش وقفه كاري , كنترل عمليات توليد و افزايش بهره وري در محيط كار عنوان نمود. بطور كلي هدف نهايي 5 S پيشگيري از اتلاف است. عليرغم اينكه سيستم 5 S به ظاهر خيلي ساده و قابل فهم است و انجام آن اصول نيز خيلي ساده به نظر مي آيد ولي عموماً سازمانها و واحدها براي پياده كردن آن در عمل با مشكلات فراوان روبرو هستند. دليل اين امر را بايد در ظاهر ساده آن جستجو كرد. در واقع تحقق 5 S از آن رو دشوار است كه مديران و پرسنل اجرايي از اهداف و ماموريتهاي آن بصورت صحيح اطلاع كاملي ندارند. بنابراين اجراي نظام 5 S و تدارك بستر مناسب براي انجام آن تا زماني كه اصول آن به خوبي شناخته نشده كاري بسيار دشوار است. به همين خاطر به منظور آشنايي مختصر مديران با اين روش هر يك از اين اصول به اختصار معرفي مي گردند.

1) سازماندهي ( Seiri )
سازماندهي در عام ترين مفهوم آن عبارت است از نظم دادن به كليه اجزاي يك سازمان جهت نيل به اهداف. از ديدگاه 5 S سازماندهي به معناي تشخيص ضرور از غير ضرور , اتخاذ تصميمات قاطع و اعمال مديريت اولويتها براي رهايي از غير ضروريهاست. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• دور ريختن اشيايي كه به آنها نياز نداريد ( جمع آوري و بايگاني مناسب روزنامه ها و صورتجلسات ... ).
• رفع عيوب و خرابيها ( تعمير ملزومات اداري , تجهيزات فني و خودروهاي مورد استفاده... ).
• مبارزه با علل آلودگيها ( استفاده از دستگاههاي تهويه مطبوع , ممنوع كردن كشيدن سيگار در محل كار , حمل و نقل مناسب غذا , استفاده بهداشتي از ذخيره آب... ).
• بازبيني پوششها و محفظه ها به منظور پيشگيري از علل آلودگي ( بسته بندي مناسب قطعات در انبار , استفاده از درزگير در پنجره ها و درپوش براي فاضلابها... ).
• تميز كردن محل كار ( شستشوي مرتب با مواد ضدعفوني كننده , نظافت در انبار , جمع آوري روغنهاي مستعمل... ).
• جلوگيري از آلودگيهاي كف سالنها (شستشوي منظم سالن تعميرگاه , مشبك نمودن جايگاههايي كه آلوده كننده هستند مثل تعويض روغني و نقاشي... ).
• حذف آلودگيهاي گرد و غبار ( استفاده از تهويه مطلوب در انبار و سالن تعميرگاهها , استغاده از فيلترهاي صافي هوا... ).
• سازماندهي انبارها ( استفاده از سيستمهاي نوين انبارداري... ).
 

2) نظم و ترتيب ( Seito )
نظم و ترتيب به معني قرار دادن اشياء در مكانهاي مناسب و مرتب به نحوي كه بتوان از آنها به بهترين وجه استفاده كرد. نظم و ترتيب راهي است براي يافتن و بكار بردن اشياي مورد نياز , بدون انجام جستجوهاي بيهوده. هنگامي كه هر چيز با توجه به كاركرد و در نظر گرفتن كيفيت و ايمني كار , در جاي مناسب و مشخص قرار داشته باشد , محل كار همواره منظم و مرتب خواهد بود. بدين منظور بايد همه وسايل مورد نياز را دقيقاً شناسايي كرده و كاركرد هر يك از آنها را نيز مشخص نماييم. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• اشيايي را كه غالباً استفاده مي كنيم , در محل كار قرارداده يا با خود حمل كنيم. ( نصب ابزار آلات بر روي بوردهاي مخصوص در تعميرگاهها , تجهيز ميزهاي افراد به ملزومات اداري... )
• اشيايي را كه به ندرت استفاده مي كنيم , در جايي دور از دسترس قرار دهيم. (استفاده از سيستم بايگاني مناسب به طوري كه سوابق كاري سالهاي گذشته در جاهاي دورتري قرار گيرد... )
• اشيايي را كه استفاده نمي كنيم دور بريزيم( دور ريختن برگهاي زائد... ).
• استقرار هر چيز در جاي مشخص و مخصوص به خود ( استفاده از فايلها و قرار دادن ملزومات اداري در جاي خود , استقرار ابزار آلات و تجهيزات در جاي مناسب در تعميرگاهها پس از استفاده... ).
• آوردن و بازگرداندن هر چيز در حداقل زمان ( يافتن سوابق از بايگاني , سهولت دسترسي به ابزار در تعميرگاه... ).
• علامت گذاري محدوده ها و محل استقرار اشياء ( نشانه ها و علائم مربوط به تعميرات در سالن تعميرگاهها , مشخص شدن محل استقرار خودروهاي شركت ).
• نظم و ترتيب در تابلوي اعلانات ( نصب پلاكاردهاي تبليغاتي شركت در جاهاي مناسب... ).
• طراحي اعلانات به نحوي كه خواندن آنها آسان باشد ( استقرار مناسب مانند در معرض ديد بودن , طراحي زيبا و خوانا بودن... ).
• استقرار كاركردي مواد , قطعات در قفسه ها و نظم بخشي به ابزارها و تجهيزات.
( جدا نمودن قطعات معيوب از بقيه در انبارها , چيدن قطعاتها در پالتهاي انبار مطابق با اصول انبارداري , استفاده از سيستم fifo )

3) پاكيزه سازي ( Seiso )
در ديدگاه 5S پاكيزه سازي عبارت از دور ريختن زوائد و پاكيزه كردن اشياء از آلودگيها و مواد خارجي است. به عبارت ديگر پاكيزه سازي نوعي بازرسي است بازبيني و پاكيزگي محيط كار براي حذف آلودگي مورد تاكيد در اين بخش از نظام 5S قرار دارد. برخي از لوازم , تجهييزات و مكانها , لزوماً بايد بسيار پاكيزه و عاري از هر نوع آلودگي نگهداري شوند , بنابراين لازم است كه آنها را دقيقاً شناسايي نموده و بر اين باور بود كه پاكيزه سازي تنها تميز كردن محل كار و لوازم موجود در آن نيست , بلكه پاكيزه سازي امكان انجام بازرسي و بازبيني را نيز بايستي فراهم آورد. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• آسان سازي و پاكيزه سازي و بازبيني ( بازرسي و بازديد مديريتها از مجموعه تحت پوشش خود ...).
• مسئوليتهاي تمامي افراد براي پاكيزگي محل كار ( حفظ نظافت و پاكيزگي محيط كار هر يك از پرسنل ...).
• انجام بازبيني و پاكيزه سازي مستمر جهت رفع مشكلات جزئي
• پاكيزه كردن محلهايي كه از چشم افراد به دور است ( زير ميزها , گوشه هاي اتاق , زير ملزومات اداري و تجهيزات فني ...).
• فعاليتهاي لازم توام با مسابقاتي براي تميز كردن هر چه بهتر ( در نظر گرفتن يك معيار در ارزيابي نمايندگيها و تعيين واحد نمونه در شركت و اختصاص يكي از پارامترهاي ارزيابي ماهيانه پرسنل به امر پاكيزگي محل كار... ).

4) استانداردسازي ( Seiketus )
استانداردسازي عبارت است از كنترل و اصلاح دائمي , سازماندهي , نظم , ترتيب و پاكيزگي. تاكيد اصلي در استانداردسازي متوجه مديريت است كه با استفاده از چك ليستهاي مناسب و استاندارد كردن مقررات با استفاده از نوآوري و خلاقيت , محيط كار را به نحوي استاندارد و كنترل نمايد كه همواره همه عوامل با سرعت و دقت لازم مورد استفاده قرار گيرند. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• استفاده از علائم و نشانه ها ( در سالن تعميرگاهها , انبار و دفاتر اداري... ).
• علامتگذاري محدوده هاي خطر و يا مراقبت خاص ( در انبار مواد شيميايي , تجهيزات با فشار كاركرد با لا ... ).
• علائم نشاندهنده جهت و راهنما ( جهت حركت خودروها در تعميرگاه و استفاده از تابلوي راهنماي واحدهاي طبقات در معابر ورودي ساختمانها... ).
• برچسبهاي نشاندهنده قطعات اصلي ( استفاده از برچسبهاي ويژه شركت از قبيل هولوگرام , باركد و ... ).
• رنگهاي هشدار دهنده.
• علايم مربوط به تجهيزات خاموش كننده (علائم مربوط به زنگ خطر و و.سايل ايمني و راهنماي از سيستم اطفاي حريق ... ).
• تمهيدات پيشگيري از خطا و اشتباه ( آموزش پرسنل در خصوص بروز خطر , تدوين دستورالعملهاي كاري براي استفاده از ابزار آلات و تجهيزات ويژه .. ).
• برچسب مواد حساس.
• برچسبهاي نشاندهنده ميزان دقت ابزار ( نصب ميزان دقت تجهيزات و تاريخ اعتبار و كنترل براي آنها ... ).
• استقرار اشياء به نحوي كه بتوان از آنها سريعاً استفاده نمود و آنها را كنترل كرد.

5) انضباط ( Shitsuke )
انضباط عبارت است از آموزش عادات و توانايي هايي جهت انجام يك وظيفه خاص. نكته اصلي در اينجا ايجاد عادات درست به جاي عادات نادرست است. اين كار را بايد از طريق آموزش شيوه هاي درست انجام كار به افراد و تمرين دادن آنان در اين زمينه , آغاز نمود. همچنين اين تمرينها از طريق وضع مقررات و پيروي جدي از آنها تحقق مي پذيرد. به عبارت ديگر انضباط فرآيندي , تكرار و تمرين انجام يك كار است. مثلاً كاملاً ضروري است كه رعايت مقررات ايمني براي افراد به صورت يك عادت درست درآيد و به اين نكته تاكيد شود كه : انضباط اصلي جدايي ناپذير از ايمني صنعتي است. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• تمرين نظم و ترتيب ( آموزش , نظارت مستمر , ارزيابي و پاداش به پرسنل جهت نظم و انضباط ... ).
• تمرين وقت شناسي ( آموزش , استفاده بهينه از زمان , بخصوص در بخش تعميرات در سالنها و برقراري جلسات ... ).
• پوشيدن كفش ايمني.
• تمرين اقدامات ضروري ( استفاده از تجهيزات ايمني ... ).
• توجه به زيباييها و رعايت ظواهر ( استفاده از لباسهاي كار مناسب در تعميرگاه وشركت ... ).
• نگرش مديريت به فضاهاي عمومي ( ايجاد فضاهاي سبز و يا امكانات رفاهي در محل كار... )


برچسب‌ها: مدیریت
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت توسط |

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : نماینده جامعه زردتشتیان گفت: امام حسین(ع) فقط برای مسلمانان نیست و جامعه زردتشتیان همیشه نسل در نسل از مریدان و دوستداران امام حسین(ع) بوده است.

به گزارش خبرآنلاین، موبد رشید خورشیدیان ظهر امروز در حاشیه شرکت در یازدهمین اجلاس بین‎المللی پیرغلامان حسین اظهار داشت: ما جامعه زردتشتیان همیشه نسل در نسل از مریدان و دوستداران امام حسین(ع) و ویژگی‎های رفتاری ایشان بوده و خواهیم بود.

نماینده جامعه زردتشتیان ادامه داد: ما در طول محرم و صفر چه در ایران و چه در خارج از ایران هیچ گاه مراسم عروسی و یا نامزدی و مراسم‎‎های شادی را برگزار نمی‎کنیم. چون ما اعتقاد داریم برگزاری شادی در ماه محرم و صفر برای ما نامبارک است.

وی افزود: ما به اعتقاد برادران و خواهران مسلمان خود احترام می‎گذاریم و این احترام را بسیار پسندیده و خرسند می‎دانیم. در روز عاشورا و تاسوعای حسینی نیز زردتشتیان داخل و خارج از کشور هیچ وسیله نو را خریداری نمی‎کنند و خود را در غم مسلمانان شریک خواهند کرد.
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت توسط |

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت توسط |

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت توسط |

دریادداشتی که درتاریخ نهم مهرماه 92درهمین وبلاگ ثبت کردم چنین آورده بودم:

"وضعیت درآینده به صورتی پیش خواهدرفت که همه ی تحریم ها به ضررآمریکاتمام خواهدشد وخودآمریکا بدون درخواست ایران ذلیلانه تحریمها رالغو خواهدکرد...الیس الصبح بقریب؟"

بعضی افراد شایداین تحلیل را ساده انگارانه می پنداشتند اما تعطیلی دولت آمرکا یکی از این نشانه هاست.امریکاخودش آنقدرمشکل داردکه رفع تحریمهای ایران یکی از دریچه های تنفس برای آمریکاست.

الیس الصبح بقریب؟ آیا صبح نزدیک نیست؟


برچسب‌ها: یادداشت سیاسی
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت توسط |

لاتقرأهذا بلا بکاء فانی اخاف علیک من قسوه القلب

جان همه عالم به قربان صبرت ای پسر فاطمه

جانهای شیعیان به فدای تحمل و شکیبائیت

صبری کردی که ملائک عالم بالا را تعجب آوردی

 لقد عجبت من صبرک ملائکه السموات

الشیعه،

ملائکه دیدند صبر حضرت را و تعجب کردند

تو بیا بشنو در چه حالت صبر کرده تا به بینم از گریه صبر داری که من از حالت تو تعجب کنم؟

 لا والله دشمن نتوانست صبر کند چه جای شیعه

و هو : مُلقی علی الثّری امام تشنه کام من و تو به روی خاک افتاده

فی الرّمضا یعنی روی ریگهای گرم افتاده درست تصور حالتش بنما

 مُجرّح الاعضاء بدن از سر تا به پا مجروج شده

 بسهامٍ لا یخضی و لا تعّد یعنی از کثرت تیر جسد سوراخ سوراخ شده

 مقطّرُ الهامّه یعنی سر شکافته

 مکسورُ الجبینه پیشانی از ضرب سنگ شکسته شده

مرضوضُ الصّدر یعنی سینه از ضرب چکمه و یا سم مرکب خورده شده

مثقوُبُ الضّد من ذی ثلث دل و جگر سوراخ شد از آن صاحب سه شعبه

 سهمٌ فی نحره یعنی یک تیر به گلو نشسته

و سهمٌ فی حَنَکه تیر دیگر به حنک فرو رفت

 سهمٌ فی حلقه یعنی تیر دیگر به حلقوم مبارکش جای گرفته

 اللسّان مجروح من اللوّک یعنی زبان قرآن خوانش از زیاد بی حرکت خشکیده بسکه به دندانها خورده همه مجروح شده

و الکبدُ محترق جگر داغدارش سوخته

 والشفاه یا بستهٌ من الظلمائه یعنی لبها از تشنگی مثل دو چوب خشکیده القلبُ محروق من ملاحظه الشهداء فی اطرافه قلب مبارکش بریان شده به واسطه نظر کردن به اجساد قطعه قطعه شهدائی که در اطرافش به جا افتاده

و مکسور من ملاحظه العیال فی الطرف الاخر هماندل بریان و سوزان شکسته شده از ملاحظه کردن به سوی اهل و عیال و یلان سرگردان از طرف دیگر

 والکفّ مقطوعٌ من ضربه ذرعه بن شریک کف دستی که حایل کرده بود و پیش صورت نگاه داشته بود از ضرب شمشیر ذرعه ابن شریک قطع شده

 الرُّ مح فی الخاضره نیزه سنان پهلو را دریده

مخضَّبُ اللحبه محاسن غرقه خون شده بگوش صدای ضجه اهل و عیال می شنید و به چشم کشته ها را روی هم پشته میدید فحش و دشنام می شنید از هر طرف برقابرق شمشیر میدید

  با این همه مصیبات صبر کرد و عجز نیاورد بلکه شکر و تحمل نمود و میگفت :

صبراً علی بلائک

 رضاً علی قضائک

لا معبود سواک

 یا غیاث المستغیثین

کتاب : ریاض القدس

مولف : علامه قزوینی ره

 

اي نمــــاز آخــرِ مــــن گـريـه كــن
بر دوچشمـان تــرِمـــن گـــريه كــن


گــريه كـن اينجــا زميــن كــربلاست
سرزميــن اشك و افغـــان و عـزاست


گـريـه كـن اينجـا نفس ،خـون مي شود
آه دل از غصــه گلگـــون مــي شــود


عــرش اينجــا بــا تـو هِق هِق مي كند
گريه كــن اينجــا مَلَك دِق مــي كنــد


گريه كن اينجا جهان ،بي جان شده است
هستي جــانــانه ،بي جـانـان شده است


گــريـه كــن اينجــا حريـم انبيــاست
قتـلـگــــاهِ قبـلـگــــاهِ اوليــاســت


هــركـه را مي بينم اينجـا داغ اوسـت
گريه كن اي ابــر اينجــا بـــاغ اوست


گريه كـن اينجـــا خدا خون گريه كرد
گريه كـرد و سخت گلگون گـريه كرد


دردل دريــايي اش طوفــان گــرفت
گريه كـرد و خلقت او جــان گــرفت


ابر و بــاران رود و شبنم اشـك اوست
هر چه مي بيني به عـالم اشـك اوست


گـريه كن بـا ابـر و بـاران گـريه كــن
گريه كن بـا چشمه سـاران گـريه كـن


گـريـه كـن اينجــا صـداي بـي كسـي
مــي رود تــا كــربـلا ي بــي كســي


گــريـه كــن اينجــا صــدايِ آب آب
مــي زنـد آتـش بـه جـــانِ آفتــاب


چـشــم مـن اي راوي ظــهــر بـــلا
اشـك ريز و قصه گــوي از كـــربــلا

اشـك من اي اشـك عشق افــروز من
مثنـوي ســـاز دو بيتــي ســوز مـن


شيعــه وار از كــربــلا يــم قصـه گو
تـــا بگـريـم غصـه ات را مـو بـه مـو


«
هـر كسـي از هــم نـوايـي شـد جـدا
بــي نـوا شـد گـــرچـه دارد صد نوا »


گـريه بـوي غـربــت او مــي دهــد
بـوي تـنـهـايــي آهــو مــي دهــد


آهــويـي وز هـــر طـرف ،صيادها
آهــويـي و نـــا رســا فــريـادها

گــريـه كـن اينجــا بهار زنـدگيسـت
ابتـــداي لالـــه زار زنـدگـيـســـت


گـريـه كـن اينجــا زِمـرگ عـاشقــان
بــاز شـد دروازه هــاي آن جهــــان


گــريـه كـن تـا بـودنــت معنـا شـود
قطــرة گــم گشتـه ات دريــا شــود


عــاشـقــان را ديـدة تــر گـر نبــود
عشـق را خــاكـي دگـربـرسـرنبــود


گـريـه كـن بـاآب و مـاهي گريه كـن
بـا كبـوتـرهـاي چـاهـي گـريـه كــن


تـا قيـامـت گـريـه مـن بـهـراوسـت
بـر نمـي دارم ســر از افـغـان دوست


دوسـت دارم تـا قـيـامـت سـر نـهم
بــر سـر ديـوار و چــشـم تــر نـهم


آنقـدر گريم كـه هسـتي خـون شـود
جـاي جــاي خــاك ديگرگـون شــود

تــاب يـكــدم غــم نــدارم يــار را
واي اگـــر بـيـنـم غــم دلـــــدار را


گـــر رود خـاري بـه پــاي يـــار مــا
تــا قـيامـت گــريـه بــاشد كـار مـا


چـون نميرم ؟خار نه ، تيـغش بـه ســر!
سَـر، سَرِ سرنيـزه ، زينـم خـون جــگر

وه چها بـرتـو در ايـن صحرا شده است
بنـد انگشتت هـم از هم وا شـده است


بند بندت را چــه مي بينم؟! جداست!
يــا رب ايـن جسم شهيد كـربلاست


نـيمه جــان در زيـــر سـمِّ اسبـهـا
اي عـزيـز فـــاطـمـه ، اي پُــر بـلا


اي نفس بنـد آمده زيـن لحظـه ها
كيست تـا يـاري كند ايـن دم تـو را

گـريه كن كـه مي برد بـا صد فغان
نيـمه خـورشـيـد مـــ‍ا را كــاروان


كــاروان كوچـك ولي از وسـعتـش
تـا قيــامت ديدگان در حيـرتـش

گـريـه يـعنـي گـــوهر ادراكهــا
گـريـه كـن اي فهــم پاك پـاكهـا


گـريـه يـعنـي همدلي بـا روح آب
گــريـه يـعـنـي روشـنـي آفتـاب


گريـه يـعـنـي ارتــفــاع روح مــا
غوطة دل در تــن مــجــروح مــا


گريه يـعنــي زنـدگاني بـا حسيـن
زندگي در بــي كـراني بـا حسيـن

اشك تنها داغ دل تـا چشـم نيسـت!
راستي معنـاي اشـك شيعه چيست؟!


شيـعه بـا اشكش مسـافـر مي شود
دل ،سـوار اشـك ، زائــر مـي شـود


اشك شيعه ، واژه اي بي انتهــاست
بيعـت هـر لحظه اش با كربلاست


او به خون خويش و ما با اشك خويش
هر كدام اين قصه را برديــم پيـش

خون ببار اي اشك خوش معنــاي مـا
اي طبـيب جملـه عـلتـهـــاي مــا


اي صـفــاي روح مـا اي نــور مــا
روشنـي بـخـش وجـود كــور مــا


گريه مـي بايــد بـه فـريادم رسي
در غمش يــاري نـدارم از كـسـي


هركه را چشمي از اين غـم شدسپيد
تـا قيـامــت غير شادي ، غـم نديد

گريه كـن اينجـا زمان قبـل از زمـان
روز و شـب گرييده بـر مولايـمــان


گريه كن آدم در اينجا خون گريست
نوح طوفاني شد و جيحون گـريست


حضرت آدم چو ديد اين پُر شكست
داغ هـابيلش زِ جانش رَخـت بست


صـبـر ايـوبي در اينجـا پــاره شـد
عـرش از بي تـابي اش بيچـاره شد


صبر،زيبــا گـرچـه امّـا بـر تـو نَه
نــالــه را انـدازه امـّـا بـرتـونَـه

گريه كن تا لالــه هـامان وا شـونـد
كشته هـاي غـربـت تـو پـا شـونـد

گريه كن اينجـا پيمبـرگـريـه كــرد
گريه كـرد وسخت پرپرگريه كــرد


حيدر اينجـا از فغـان بـي هـوش شد
آســمان تـا گيـردش آغـوش شـد


مـجتـبـي اينـجـا بـرادر را چـو ديــد
بنـدبنـدش زيـن ستـم از هـم دريـد


حضـرت زهـرا چـو ديـد اينجـا پسـر
كنـد از جـــا آسـمــان و زد به ســر


موج موجش بسكـه شـد بيخـود زِ خود
كـشتي بشكـستـه پهـلـو غـرق شــد


جملـه كـروبيــان بـي هُـش شـدنـد
صَيحه اي و نـاگهـان خــامُـش شـدند


انـبـيــاو اولـيـــا بــرســر زنـــان
بـا سَـرِ خَم نـزدِ زهـرا ،خون چكـــان


آمـدنـد و سيـل در عـالـم گـرفـت
هـاي هـايي عرش را در هـم گرفـت


ســر بــه زانـوي پيمبـر،پُـر فـغــان
پــاره هـاي دل رسيـده تـا دهـــان


چشـمـهــا،آتشفـشـانِ خـون فشـان
نالـه هـاشـان شعلـه هـاي بي امــان


نـامـده محشـر قيـامـت شـد به پـا
سـرد شـد آتش ز سيـل شعلـه هــا

آنچـه مـن ديدم در آن ظهر فـغــان
روز محشـر هـم نمي گـردد چـنــان


وه چه مي ديدم در آن ظـهـر كبـود
عـيـسـيِ مــا بـر فـراز نيـزه بــود


طشـت بــود و دردلــش يحياي مـا
خـيـزران بـود و لـب مــولاي مـــا

يـاد آن لبهـاي عـطشـان مـاهـيــان
تــا چهـل روز آبشـان بـود اشكشـان

گريه كن غم ،چاك چاكـت مـي كنـد
بوي سيب اينجـا هلاكت مـي كـنــد


سيب زردوسرخ من مـولا حـسيـن...
عـاشق در خـون كفـن مـولا حسين...


بـوي سيـب اي بـوي مـولا در حـرم
آه، اي بــوي خـــدا در صـبـحـدم


بــوي سيـب اي بـوي مولا ازبهشت
بوي سيب اي ميوه عـاشق سـرشت


اي وزيــدنهــاي تــو از آن جـهــان
كـه دمــادم مـي وزد زان بــوستان

صبحگه چـون مي روم دركوي سيـب
مست مستت مي شوم اي بوي سيب


بـوي سيـب اي بـوي عـاشق زيستن
چـون توان بوئيـدنت؟ نگـريستـن؟


بوي سيب اي بـوي عـاشوراي عـشق
آه ،تنـهـــا ميـوه گلهـاي عــشـق


بــاز دردل،بـوي پـاكت مـي رسـد
بـوي قلب چـاك چـاكت مـي رسد


بـي كسي تـاكي؟غريبي تـا به كـي؟
بـوي عشق ونـاشكيبـي تـا به كـي؟


مـي وزي و كـربلايـــي مـي شـوم
بـاز هـم دارم هـوايــي مـي شـوم


وه كـه كـردي بـاز مــا را نا شكيب
بوي غربت مي دهي اي بـوي سيب


گـريه كـن بر بوي سيب حضرتش
بـوي تنـهــايـي و عطـر غـربتـش


سيـب زرد و سـرخ من مـولاحسين
عاشـق در خـون كفن مولا حسین


برچسب‌ها: عاشورا, ازسفرعشق
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت توسط |

عباس جان

لحظه ی شهادت تولحظه ی جان دادن حسین بود

آنگاه که حسین  پیکرتورادرآغوش گرفته بود ومی گفت:

الآن کمرم شکست

الآن است که من بی چاره شدم...

عباس

چه گذشت ازشهادت توبرحسین...؟

انالله واناالیه راجعون...


برچسب‌ها: عاشورا, ازسفرعشق
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت توسط |

هنوزهم وقتی درکنارگودال قتلگاه می ایستی ناگهان خود رادروسط ظهرعاشورامی بینی...چه مصیبتی است این مصیبت که هرچه زمان از آن می گذردعظمت وبزرگی آن بیشتر درجانهااحساس می شود...یاحسین لایوم کیومک...ای حسین هیچ روزی مانندروز تونیست...انالله واناالیه راجعون


برچسب‌ها: عاشورا, ازسفرعشق
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت توسط |

 

Kingsoft Offic از بهترین نرم افزارهای آفیس برای گوشی های با سیستم عامل آندروید می باشد که با آن می توانید همه ی فایل های آفیس با فرمت های DOC ، DOCX ، TXT ، XLS ، XLSX ، PPT ، PPTX و PDF را مشاهده و ویرایش کنید . این برنامه در مارکت اندروید دارای ۴.۶ امتیاز می باشد که نسبت به برنامه های مشابه محبوب تر است .

برخی از ویژگی های Kingsoft Office اندروید :

  • ویرایش آسان اسناد آفیس
  • پشتیبانی از ۲۳ نوع از فایل های آفیس
  • نمایش انواع اشیاء های گرافیکی ، معادلات وعلامت های اختصاری
  • قابلیت بزرگنمایی
  • نمایش فایل های آفیس به صورت تمام صفحه
  • قابلیت برجسته سازی کلمات
  • محیط کاربری ساده و یوزرفرندلی
  • رایگان بودن و نداشتن هیچگونه تبلیغات

این نرم افزار از زبان فارسی به صورت کامل پشتیبانی می کند و می توانید جدیدترین نسخه ی آن را از لیک زیردریافت کنید .

تغییرات نسخه ی v5.7 :

* افزوده شدن پشتیبانی از ویرایش و باز کردن اسناد از Sky Drive

* افزوده شدن پشتیبانی از میانبرهای صفحه کلید خارجی

* بهینه سازی و بهبود عملکرد

Kingsoft Office Android


برچسب‌ها: اپلیکیشن اندروید, اندروید, رایگان
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392ساعت توسط |

راه ها و ابزارهای مختلفی برای یادگیری زبان های خارجی وجود دارد که با آن ها بتوانید زبان های مختلف را یاد بگیرید. امروز در فارسروید قصد معرفی اپلیکیشنی جدید و محبوب با نام Duolingo را داریم که مخصوص سیستم عامل اندروید طراحی شده است و با آن می توانید به راحتی زبان های اسپانیایی ، فرانسوی ، آلمانی ، پرتغالی ، ایتالیایی و انگلیسی را در محیطی زیبا و به صورت سرگرم کننده فرا بگیرید !

این برنامه ی جالب واژه های زبان های مختلف را در دسته های مختلفی همچون حیوانات ، غذاها ، عبارات و اصول دسته بندی کرده است که می توانید به آسانی واژه ها را بیاموزید. به صورت درس به درس و بسیار جذاب همراه با تصاویر کلمه ها را یاد خواهید گرفت و با تمام کردن کلمه های هر بخش مدال طلا برای شما نمایش داده خواهد شد .

از ویژگی های نرم افزار Duolingo می توان به رایگان بودن آن ، نداشتن هیچگونه تبلیغات و نیاز نداشتن به هیچگونه هزینه اشاره کرد. برنامه ی فوق تنها برروی اسمارت فون ها قابل نصب و اجرا خواهد بود و برروی تبلت ها نصب نمی شود و به گفته ی نویسنده طراح برنامه در هفته های آینده این مشکل نیز برطرف خواهد شد.

تغییرات نسخه ی v1.2.2 :

* بهبود عملکرد برنامه

دانلود Duolingo - اپلیکیشن یادگیری زبان خارجی برای اندروید

Download Duolingo Android Application

Download Duolingo Android Application


برچسب‌ها: اپلیکیشن اندروید, اندروید, رایگان
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392ساعت توسط |

پیشنهادجدید1:

 

دانلود:دایره المعارف مصوربریتانیکا:بدن انسان

PDF/21MB

رمزفایل:

www.p30download.com

پیشنهادجدید2:

 

دانلود:آموزش زبان عربی/100فایل/pdf

 


برچسب‌ها: کتابخانه دیجیتالی شما
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت توسط |

داد درویشی از سر تمهید

سر قلیان خویش را به مرید

گفت از دوزخ ای نکو کردار

قدری آتش به روی آن بگذار

بگرفت و ببرد و باز آورد

عِقد گوهر ز دُرج راز آورد

گفت در دوزخ آنچه گردیدم

درکات جحیم را دیدم

آتش هیزم و زغال نبود

اخگری بهر انتقال نبود

هیچکس آتشی نمی افروخت

زآتش خویش هر کسی می سوخت

صغیراصفهانی


برچسب‌ها: صغیراصفهانی, حکایتهای موزون
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت توسط |

دوری ودوستی


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت توسط |

آهسته وپیوسته

رهروآن نیست که گه تندوگهی خسته رود

رهروآنست که آهسته وپیوسته رود


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت توسط |

بادوستان مروت ،

با دشمنان مدارا...

حافظ


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت توسط |

جوینده، یابنده...


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت توسط |

این نیزبگذرد...


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت توسط |

ای بنده ی خدای ، به خودآی...

آیت الله علامه حسن زاده آملی

 


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت توسط |

- هر چه نپاید، دل بستگی را نشاید.

- ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.

- هر که خیانت ورزد، پشتش در حساب بلرزد.

- خانه دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب.

- اگر شب ها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.

- صد چندان که دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت است.

- هر که را زر در ترازوست، زور در بازوست.

- از نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید.

- هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید.

- همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال.

- مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.

- دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند.

- شیطان با مخلصان برنمی آید و سلطان با مفلسان.

- هر که در زندگی، نانش نخورند، چون بمیرد، نامش نبرند.

- هر که با بدان نشیند نیکی نبیند.

- رأی بی قوت، مکر و فسون است و قوّت بی رأی، جهل و جنون.

- قدر عافیت کسی داند، که به مصیبتی گرفتار آید.

- ملوک از بهر پاس رعیّتند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک.

- مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال.

- خشم بیش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطف بی دقت، هیبت ببرد.

- برادر که در بند خویش است، نه برادر و نه خویش است.

- عالم ناپرهیزکار، کور مشعله دار است.

- هنر، چشمه زاینده است و دولت پانیده.


برچسب‌ها: سعدی, قصار
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت توسط |

مرنج ومرنجان...

آیت الله نخودکی اصفهانی

 


برچسب‌ها: کوتاه وزیبا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت توسط |

انعکاس سخنرانی هاومصاحبه های فرامرزمیرشکاردرمطبوعات وخبرگزاریها

خبرگزاری فارس:اقدامات فرهنگی بامحوریت مردم

خبرگزاری فارس:مسجدمحوری سیاست اصلی وزارت فرهنگ وارشاداسلامی

خبرگزاری فارس:فعالیت دستگاههای غیرمتخصص درفرهنگ

ایکنا:برگزاری همایش قرائت نسخه خطی

خبرگزاری فارس:مساجدجایگاه استراتژی آخرالزمان

ام الکتاب:آشنایی بامعارف

اطلس فرهنگی استان اصفهان-همکاری

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت توسط |

 

پاسخ از فرامرزمیرشکار(کارشناس علوم قرآن وحدیث):

شک راهی است که  برای وصول به یقین پیموده می شودکه ممکن است به حقیقت منجربشود وممکن است نشود .اما ریب ، میل به خللی است که دریقین پدید می آید...لذاخداونددروصف قران می فرماید:لاریبَ فیه ، یعنی به قدری محکم است که درآن نمی توان خللی واردکرد.درحدیثی ازاامیرمومنان علیه السلام می خوانیم: «لا ترتابوا فتشکوا ولا تشکوا فتکفروا » یعنی: ریب نکنید تا به شک نیفتید وبه شک نیفتید تا کافر نشوید ,. یعنی درعقایدمحکم خود،که شهوداًوعقلاًبرای شماقبلاًاثبات شده وجزء یقینیات شماشده خلل واردنکنید تابه شک گرفتارنشویدچرادیگرمعلوم نیست که مجددا دیگربتوانیدمسیرشک رابه سمت یقین هدایت کنید.به همین خاطراست که خداوندمتعال از قول مومنان می فرماید: ﴿رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَ رَيْبَ فِيهِ﴾ چرا که مومنان به قیامت یقین دارند ولذا به هیچ عنوان درآن شک نمی کنند. یادرخصوص قران می فرماید:﴿إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ﴾ یعنی اگردراین قرانی که هیچ جای شک نداردبازهم خللی داریدیک سوره مثل آن بیاوریدکه البته نمی توانیدبیاورید لذل قران لاریب فیه است.

برای امورحق یقین شده هیچ جای "ریب " نیست اما درحالت بی علمی ، شک پدیدمی آید وراه حل رفع آن ، تلاش برای یافتن حقیقت  است.


برچسب‌ها: پژوهشهای قرانی
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت توسط |

تقدیم به امام زمان علیه السلام

عمری ز غم تو مُردم و زنده شدم
در هر چه که بی تو بود بازنده شدم
زان روز که مهر تو به جانم زده شد
با عشق تو من دولت پاینده شدم


برچسب‌ها: رباعی
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت توسط |

علامه ذوالفنون اسـتاد حسـن‌زاده آملـی :

…. به او گفتم که بیماری فرزند شما نتیجه بی دینی است! گفت آقا جان! ما نمـاز می‌خوانیم …
گفتم که آقا! دینداری تنها به نماز نیست، دین را باید در شئون زندگی پیاده کنید، راجع به ازدواج،
راجع به انعقــاد نطفــه، دیـن پیاده نشـده اسـت … حضـرت امــام صادق(علیه السلام) از جــانب
حقیقت عـالم فـرمـود: اگـر نطفه در زمانی کـه مـاه هلال است منعقد شود، فرزند حاصل از آن به
بیماری صرع مبتلا میشود …

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت توسط |

 

به قلم: فرامرزمیرشکارمبارکه

"پا" و"پو" از یک ریشه هستند.وهردواز پویندگی وحرکت  حکایت می کنند.

"پدر" دراساس "پادر" وبه معنای دارای وظیفه پویش وحرکت وکار وپاییدن است که به نقش پدر درخانه اشاره می کند.

"در" پسوندی بامعنای دارای وظیفه می باشد.


برچسب‌ها: رازکلیدگمشده
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت توسط |

دانلود

یا بنَ أُمّی جارَت الدُّنیا عَلَینا. (ملّا باسِم کَربَلائیّ)

یَبنَ أمّی جارَت الدُّنیا علینا. ای پسرمادرم (برادرم) همه دنیا بر ما ستم کرد.

یا أخی إنّا مِنَ الأسرِ أتَـینا. ای برادر ما از اسارت برگشته ایم.

لست أدری. أین خدری؟ نمی دانم.سراپرده من کجاست؟

بِالأسى وَ الحُزن نادَت زینبُ وَ الدَّمعُ جاری.

زینب با غم و اندوه درحالی که اشکش روان بود؛ برادرش را خطاب کرد.

سیِّدی أفدیكَ مَطروحاً على الرَّمضاء عاری.

فدایت آقایم که روی زمین تفتیده، برهنه رها شدید.

هَدَمَ الأعداءُ مُذ فارَقتَ یا رَجوایَ داری.

دشمنان زمانی که از من جدا شدی سرایم را ویران کردند ای امید من.

أضرَموا وَسط فؤادی بِلَهیب الحُزن ناری. و آتش را در دلم با زبانه اندوه شعله ور کردند

جمر قلبی فی إتّقاد. قلبم را در آتش سوزاندند.

حَق لی لبس السَّوادِ. پوشیدن سیاه حق من است.

سوف أبكیك مَدَى العُمر و أنعى. تا پایان عمر برایت خواهم گریست و ناله خواهم کرد.

و سَأجری مِن جُفون العَین دَمعا. و از پلکهای چشمم اشک روان خواهم کرد.

ضاق صدری. أین خدری؟ سینه ام تنگ شده است. آن سراپرده من کجاست؟

فوق قبر السبط بالدمع هوت تشكو المصابا.

اشکریزان خود را روی قبر نوه پیامبر انداخت و از مصیبتها شکایت می کرد.

و تنادیه بأحزان و منها القلب ذابا. و امام را با اندوهی می خواند که از آن قلب آب می شد.

أیها المظلوم، یا مَن بَدرُهُ بِالطَّفِّ غابا. ای ستمدیده، ای که ماه شب چهارده اش در کربلا نهان شد.

كم مآسی یا أبا الأحرار منها الرأس شابا. ای پدر آزادگان، چه مصیبتهایی که موی سر از آن سفید شد.

و عُیونٌ باكیاتٌ و قلوبٌ شاكیات. و چشمانی گریان ودلهایی شاکی اند.

كَم مُصاباً مَرَّ بی یَبنَ الكِرام. چه مصیبتهایی که بر من گذشت ای فرزند بخشندگان.

فلتقل لی كیف. صبری یا إمامی. به من گفته ای صبرکن. امّا چگونه صبرکنم ای امام من

جارَ دَهری. أین خِدری؟ دنیایم به من ستم کرد. سراپرده ام کجاست؟

مترجم:عادل اشکبوس

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1392ساعت توسط |

مطالب قدیمی‌تر