وَ عَسی اَטּ تکرَهوا شَیئاو هوَ خَیرُ لَّکم، و عَسی اَטּ تُحِبّوا شیئا و هُوَ شرُّ لَّکُم /بقره216

برچسب‌ها: عکس های من
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

• پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله •

هر كس به آنچه مى‏داند عمل كند، خداوند دانش آنچه را كه نمى‏داند به او ارزانى مى‏دارد


برچسب‌ها: حدیث, راز
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

«باقريه»، به گروهي از شيعيان که معتقد به رجعت امام محمدباقرعليه السلام بودند، گفته مي شود. آنان رشته «امامت» را از حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام به نواده او امام محمدبن علي بن الحسين عليه السلام معروف به باقرعليه السلام کشانيده و او را «مهدي منتظر» مي دانستند. از نظر آنان جابربن عبدالله انصاري روايتکرده که رسول خدا به او فرموده است: «همانا تو او را خواهي ديد و چون او را ديدي سلام مرا به وي برسان». جابر آخرين کس، از اصحاب پيغمبرصلي الله عليه وآله بود که در سن پيري و نابينايي در گذشت. وي به دنبال حضرت امام محمدباقرعليه السلام - که در آن وقت کودک بود - در کوچه هاي مدينه مي گشت و مي گفت: «يا باقر! متي القاک»؛ يعني، اي باقر! من کي تو را ديدار خواهم کرد؟ روزي دريکي ازکوچه هاي مدينه، به آن حضرت برخورد و او را به سينه خود چسبانيد. سر و دستش را بوسيد و گفت: اي فرزند من! جد تو رسول اللَّه به تو سلام مي رساند. گويند: در همان شب پس از ديدار آن حضرت، جابر در گذشت. «باقريه» گويند: از آنجايي که جابر مأمور رسانيدن سلام از طرف جدّش به وي بود، پس آن حضرت «مهدي منتظر» است و البته اين استدلالي بسيار سست و واهي است.
برچسب‌ها: مهدویت
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

اين كار يك بازي دو سر برد است؛ از هر طرف كه نگاه كنيد براي‌تان سودمند است. فعاليت‌هايي كه در زير به شما معرفي مي‌شود صرفا چند كار تفنني لذت‌بخش براي پركردن اوقات فراغت نيست، بلكه نتايج تعداد زيادي تحقيق در سراسر دنيا نشان داده كه اين فعاليت‌ها تعدادي از بهترين روش‌ها براي تقويت و بهبود عملكرد سلول‌هاي خاكستري هستند. به‌عنوان مثال، در ورزشي مثل ايروبيك تعداد زيادي از سيستم‌هاي مغزي از جمله برنامه‌ريزي، هماهنگي و قضاوت را به كار مي‌گيرد؛ درحالي‌كه تحقيقات نشان داده مديتيشن بخش‌هايي از مغز را كه در ارتباط با يادگيري و حافظه هستند درگير مي‌كند.

- يادگيري نواختن يك ساز/  يادگيري و مطالعه يك زبان خارجي.

- مديتيشن يا حركات كششي ذهن و جسم (يوگا)/ يادگيري و بازي شطرنج.

- ورزش‌هايي مثل ايروبيك يا پيلاتس/ يادگيري يك مهارت پيچيده مثلا نقاشي يا مجسه‌سازي.

- ادامه تحصيل در دانشگاه يا موسسات آموزش عالي/ يادگيري مهارتي مثل شعبده‌بازي.





ذهن‌تان را به هم بريزيد

توان و قدرت ذهني را با سيستم نوروبيك افزايش دهيد. نوروبيك سيستمي از تمرينات ذهني است كه شما را وادار مي‌كند تا حواس خود را به كار گرفته و ذهن خود را در مسيري غيرقابل انتظار تحريك كنيد. چند راه ساده براي اين كار را با هم مرور كنيم؛

- از دست غيرتخصصي خود براي مسواك زدن استفاده كنيد.

- وقتي داريد كارهاي مختلف انجام مي‌دهيد گوش‌هاي‌تان را بپوشانيد.

- به‌مدت يك ساعت قاب عكس‌هاي روي ميز كارتان را سر و ته كنيد.

- با چشم‌هاي بسته سعي كنيد در خانه يا اطراف خانه راه‌تان را پيدا كنيد.





مغزتان را ورزش بدهيد

شايد كمي عجيب باشد ولي مي‌توان مغز را هم مثل عضلات ورزيده كرد اما نكته جالب‌تر اين‌كه ورزش به تنهايي يكي از عوامل بهبود عملكرد مغز محسوب مي‌شود. ورزش باعث توليد پروتئين‌هاي خاصي مي‌شود كه اين پروتئين‌ها عامل تحريك رشد سلول‌هاي مغزي بوده و به نورون‌هاي عصبي كمك مي‌كنند در بهترين شرايط فعاليت كنند. براي دستيابي به اين هدف اين كارها را امتحان كنيد:

- به‌مدت يك ساعت در روز، 3 بار در هفته تمرينات قدرتي(بدنسازي و كار با وزنه) را در دستور كار خود قرار دهيد. نتايج مطالعه‌اي كه در ژورنال علوم پزشكي و ورزش به چاپ رسيده نشان مي‌دهد، ادامه دادن و پيگيري اين تمرينات باعث تقويت و بهبود عملكرد حافظه متناسب با سن و سال شما مي‌شود.

- تمرينات منقطع با شدت بالا(مثلا دوي سرعت 6 ثانيه و بعد 20 ثانيه دويدن آرام) يا تمرينات استقامتي انجام دهيد. اين 2گروه از تمرينات سطح هورمون‌هاي مرتبط با سلامت مغزرا افزايش مي‌دهد. اين تمرينات را به‌مدت 30 دقيقه 2‌بار در هفته انجام دهيد.





بخوريد تا باهوش شويد

حتما شما هم از مادر بزرگ‌تان شنيده‌ايد كه خوردن برخي غذاها باعث باهوش‌تر شدن مي‌شود مثل مويز. در اينجا چند غذاي متفاوت را به شما معرفي مي‌كنيم؛

تخم‌مرغ: اين غذاي استثنايي حاوي كولين است؛ اين ماده غذايي در بهبود عملكرد مغز نقش مهمي دارد.

بلوبري(قره‌قاط): بلوبري غني از ماده‌اي به نام اپيكاتكين است؛ اين ماده باعث افزايش تمركز حواس و جلوگيري از حواس‌پرتي مي‌شود.

ماهي سالمون: ماهي سالمون منبع فوق‌العاده‌اي از اسيدهاي چرب امگا3 است. تحقيقات نشان داده امگا3 براي سلامت و عملكرد صحيح مغز ضروري است.



راه‌هايي هوشمندانه براي باهوش‌ بودن

محققان بخش روان‌پزشكي دانشگاه كاليفرنيا در لس‌آنجلس مطالعه مفصلي روي بحث تقويت ذهن انجام داده‌اند؛ نتايج بخشي از اين تحقيقات را در زير خواهيد ديد؛

  •  خودتان را ويران كنيد
تحقيقات نشان داده فرآيند يادگيري افراد به‌صورت بلوك بلوك است يعني اين‌كه فرد ابتدا در يك زمينه تبحر پيدا كرده و بعد سراغ مرحله بعدي مي‌رود. محققان روش به‌مراتب موثرتري را براي بهبود عملكرد ذهني پيشنهاد مي‌كنند؛ روشي كه به آن بافندگي مي‌گويند. مثلا فرض كنيد شما مي‌خواهيد در ورزش تنيس پيشرفت كنيد پيشنهاد اين است كه به‌جاي اين‌كه يك ساعت وقت صرف كرده تا در سرويس زدن پيشرفت كنيد تركيبي از تمرينات مختلف و متنوع را انجام دهيد مثل سرويس، بك هند و فورهند؛ در چنين شرايطي قدرت يادگيري‌تان افزايش مي‌يابد.
  •  چشم‌انداز خود را تغيير دهيد
مطالعه در محيط‌هاي مختلف به شما كمك مي‌كند تا بعدا راحت‌تر داده‌هاي مطالعه‌ شده را به ياد آوريد به‌عنوان مثال يادداشت‌هاي خود را فقط در دفتر كارتان مرور نكنيد: روي مبل، قبل از خواب، سر ميز صبحانه و داخل اتوبوس و... يا اين‌كه اگر هميشه عصرها مطالعه مي‌كنيد سعي كنيد زمان اين كار را تغيير دهيد.
  •  با فاصله كافي مطالعه كنيد
اگر مي‌خواهيد يك برنامه كامپيوتري ياد بگيريد يا زبان خارجي مطالعه كنيد فاصله منطقي‌اي بين جلسات مطالعه خود در نظر بگيريد تا در جلسات بعدي براي به ياد آوردن ناچار شويد به مغزتان فشار بياوريد. تحقيقات نشان داده هر چقدر براي يادآوري اطلاعات بيشتر به مغزتان فشار بياوريد در جلسه بعدي با فشار و تمركز بيشتري مطالعه خواهيد كرد.
برچسب‌ها: برگزیده
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

یا دین از خداست یا از خدا نیست

آن را که از خدا نیست ما را با آن کاری نیست.

اما آنکه ادعا می کند که از جانب خدا آمده یا راستگوست یا دروغگوست...

پس باید دعوی  خود را اثبات کند تا راستی اش ثابت گردد...

واثبات او باید ازجنس کاری خدایی باشد یعنی 1-کاری کند که همه ی آدمیان از انجام آن عاجز باشد2- برای شخص من برهان ودلیل باشد...

بسیاری از افراد را می گویند پیامبربوده اند ومعجزه داشته اند مرا دراین ابتدا با آنان کاری نیست چرا که نه آنان را دیده ام ونه معجزت آنان را

اما دربین همه ی معجزه ها معجزه ی یک پیامبر باقیست که از زمان آوردنش هیچ بشری قادر به آوردن همانند آن نبوده است وآن معجزه هنوز باقیست.

وآن معجزه کتابیست که به 114 بخش به نام سوره درآمده است برخی سوره ها بسیارطولانی اند وبرخی از سوره های آن بسیارکوتاه و درحد یک سطر

و درآن آمده است که اگر درخدایی بودن این کتاب شک دارید یک سوره مانندآن بیاورید.

بیش از 1400سال قمری از آمدن این کتاب می گذرد اما هیچ بشری تاکنون نتوانسته یک سوره  حتی درحدیک  سوره ی یک سطری آن بیاورد که ادبا وزبان شناسان آن را هم سنگ آن سوره بدانند واین کتاب به زبان عربی روشن است ونه نظم وشعراست ونه نثر ودرهیچ یک از اسلوبهای ادبی بشری می گنجد وعجز بشربر آوردن مانند آن برملاشده وخدایی بودن آن اثبات گشته وهرکسی که خواسته چیزی ببافد وآن را هم سنگ حتی کوچکترین سوره قران بداند به استهزای خویش برخاسته وتایید هیچ سخن شناس وادیبی را بدست نیاورده است.اینجاست که من هیچ دلیلی برای نپذیرفتن این کتاب ،بعنوان معجزه وکلام خداوند ندارم...

دراین کتاب  که تنها معجزه ی موجود درجهان می باشد "محمد"صلی الله علیه وآله وسلم  پیامبرخدا وآخرین پیامبر خوانده شده است لذا این کلام که از کتابی خدایی که خدایی بودن آن اثبات گشته برآمده "حجت پذیرش پیامبر" برای ماست.دراین کتاب افراددیگری  از پیامبران گذشته همچون عیسی وموسی وابراهیم ونوح و...برشمرده شده اندکه باید طبق دستور این کتاب به آنان ایمان بیاورم وپاس حرمت آنان بدارم که معلمان زمانه ی خویش وامینان وحی الهی بوده اند. اما دراین کتاب ،تنها دین مورد قبول خدا دین اسلام برشمرده شده است که براساس فطرت وسرشت انسان که درهمه ی انسانها یکیست نال شده است .

لذا: قرآن تنهامعجره وکتاب بدون تردیداز جانب خدا برای انسانهاست

ومحمد ،پیامبرخداست که به تبیین آیات کتاب خدا برخاسته است وحرف او در توضیح آیات ،توضیح  خداست.

محمد،در جایگاههای مختلف به اوصیای خود اشاره نموده است لذا فقط آنچه محمد گفته اوصیای او برشمرده شده ومابقی باطل می باشند.

"محمد" بعداز خود ،"علی بن ابیطالب" را  وصی وجانشین خود دانسته است وبعداز او پسرش "حسن "وبعد از حسن ، "حسین" را وصی او دانسته است.

"علی بن حسین،محمدبن علی،جعفربن محمد،موسی بن جعفر،علی بن موسی،محمدبن علی ،علی بن محمد ،حسن بن علی ومهدی بن حسن " جانشینان بعدی آنان هستندکه "به دستورخدا وبیان محمد" ،جانشینان دواز ده گانه محمدند که یکی بعداز دیگری ولایت خدا وجانشینی محمد را برعهده دارند.

برای آخرین آنان غیبتی طولانی  است که چون خدا اراده نماید ظاهرشود وجهان را پر از عدل ودادسازدوهمه ی ستمگران را ازبین برد وحکومتی برزیرپرچم خداوندپدیدآورد وهمه ی موانع پیشرفت وتکامل بشر برطرف گردد .تاکنون ظهور نکرده وآن حکومت ایجادنگشته وبشر به آن درجه رفع موانع دست نیافته وما از منتظران او وعقیده مندان به او که درود وصلوات خداوند براو با د هستیم و در زمان غیبت او با با انتظار خویش وعقیده مندی به حضرتش دربرابرتمام کافران به وی هستیم  و باگام نهادن در راه اصلاح خویش ،انتظاررویتش وشهادت در راه ورکابش را داریم .انشاء الله...دعایمان کنید تابر این عقیده استوار بمانیم وگوهرحقیقت خویش از کف ننهیم...

 


برچسب‌ها: دین, اسلام, دین راستین
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: نوروز
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

تنهاترازآنی

که تمام اشکهای عالم بتوانند تسکینت دهندیاحسین


برچسب‌ها: فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

با همين جمله آلبرت اينشتين كه همه چيز بايد تا حد امكان ساده باشد، اما نه خيلي پيش پا افتاده براي سلامتي روح و جسمتان، اين توصيه‌هاي آخر سالي را جدي بگيريد.

درسال ۹۱

1- هر روز 10 تا 30 دقيقه پياده‌روي كرده و لبخند بر لب داشته باشيد، زيرا كه لبخند بهترين‌داروي ضدافسردگي است.

2- هر روز 10 دقيقه در سكوت بنشينيد.

3- شبها زودتر بخوابيد و هنگامي كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد جمله زير را كامل كنيد:

امروز هدف من اين است كه...

4- همواره با سه عامل زير زندگي كنيد: انرژي، شوق و ذوق و همدلي .

5 - نسبت به سال گذشته فيلم‌هاي خوب بيشتري تماشا كنيد، بازي‌هاي بيشتري انجام دهيد و كتاب‌هاي بيشتري مطالعه كنيد.

6- فرصت بيشتري براي دعا كردن، با خدا رازونياز كردن، عبادت، تفكر عميق، يوگا و فعاليت‌هايي از اين قبيل اختصاص دهيد، زيرا اين‌گونه فعاليت‌ها سوخت لازم براي زندگي پركار را به شما مي‌رسانند.

7- اوقات بيشتري را با افراد بالاي 70 سال و كمتر از 6 سال بگذرانيد.

8- بيشتر از غذاهاي درختي و گياهي و كمتر از غذاهايي كه به‌طور مصنوعي توليد مي‌شوند، استفاده كنيد.

9- بيشتر چاي سبز و آب بنوشيد. تمشك، ماهي، سبزيجات، بادام و گردو بيشتر مصرف كنيد.

10- سعي كنيد در هر روز بر لبان حداقل سه نفر لبخند بنشانيد.

11- خانه، ماشين و ميزتان را تميز كنيد و اجازه دهيد انرژي تازه در زندگي شما جريان يابد.

12- وقت با ارزشتان را با غيبت كردن، مواردي كه گذشته، افكار منفي يا چيزهايي كه دركنترل‌شما نيستند هدر ندهيد، درعوض انرژي خود را در لحظه مثبت فعلي سرمايه‌گذاري كنيد.

13- توجه داشته باشيد كه زندگي مدرسه است و شما براي يادگيري اين جاهستيد. مسائل بخشي‌از برنامه درسي هستند كه ظاهرمي شوندو به آرامي كنار مي‌روند مانند؛ مسائل يك كلاس درس‌رياضي كه مي‌آيند و مي‌روند، اما درس‌هايي كه شما مي‌آموزيد براي يك عمر باقي مي‌مانند.

14- صبحانه را شاهانه، ناهار را مانند شاهزاده و شام رامانند دانشجويي كه پول چنداني برايش‌باقي نمانده ميل كنيد.

15- بيشتر بخنديد و لبخند بزنيد كه اين‌ها انرژي‌هاي منفي را دور نگه مي‌دارند.

16- زندگي عادلانه نيست، ولي هنوز خوب است. زندگي كوتاه‌تر از آن است كه صرف نفرت از ديگران شود.

17 - خودتان را زياد جدي نگيريد، ديگران هم نمي‌گيرند.

18- شما مجبور نيستيد در هر بحثي برنده باشيد، موافقت كنيد كه با شما موافق نباشند.

19- باگذشته خود صلح كنيد تا زمان حالتان را بهتر بگذرانيد.

20- زندگي خود را با ديگران مقايسه نكنيد. مطمئن باشيد شما از زندگي آنها تصور درستي نداريد.

21 - شمع روشن كنيد، از ملافه‌هاي زيبا استفاده كنيد، لباس خواب راحت و زيبا بپوشيد و براي‌اوقات خاص آن‌ها را نگاه نداريد.

22 - امروز همان روز خاص است. هيچكس مسوول شادي شما نيست جز خود شما.

23- هر به اصطلاح مشكلي را با اين كلمات كه آيا پس از پنج سال اين واقعه مهم خواهد بود؟تجزيه و تحليل كنيد.

24- هر كس و هر چيز را ببخشيد. آنچه ديگران درباره شما فكرمي كنند به شما مربوط نمي شود.

25 - زمان تقريبا همه‌چيز را شفا مي‌دهد، به زمان فرصت بدهيد.

26 - هر موقعيتي چه خوب و چه بد مي‌گذرد.

27- شغل شما به هنگام بيماري از شما مراقبت نمي‌كند، دوستانتان از شما مراقبت مي‌كنند. پس با دوستانتان در ارتباط باشيد.

28- خودراازقيدوبند چيزهاي بدون استفاده، زشت و غم افزا رهاكنيد.

29- حسرت خوردن هدر دادن وقت است. شما آنچه را كه مورد نيازتان است در اختيار داريد.

30- بهترين چيزها هنوز در راهند.

31- با پدر، مادر و نزديكان خود در تماس باشيد.

32- هر شب قبل از رفتن به رختخواب جملات زير را كامل كنيد:

خدا را به خاطر...شكر مي‌كنم. امروز به اين هدف خود رسيدم كه...

33 - به خاطر داشته باشيد كه شما باارزش‌تر از آن هستيد كه تحت فشارهاي رواني باشيد. اززندگي لذت ببريد و در نظر داشته باشيد كه اين‌جا سرزمين شادي‌هاي كودكانه نيست كه بازي‌ها را سريع انجام داده و بيرون رويد./

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

دانلود آهنگ های استاد محمد اصفهانی

قطعه "بی واژه" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه، {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: پدرام کشتکار شعر از اهورا ایمان (2:14)
 | تعداد دریافت : 12394 | حجم فایل : 2.06 MB |
 
قطعه "معجزه" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه، {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از پوریا حیدری شعر از ترانه مکرم (1:49)
 | تعداد دریافت : 7587 | حجم فایل : 1.67 MB |
 
"غم دوری" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: تویجان و شعر از مرجان محمدی (2:17)
 | تعداد دریافت : 6061 | حجم فایل : 2.1 MB |
 
قطعه "باور نکن" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از علیرضا کهن دیری و شعر از اهورا ایمان (2:26)
| تعداد دریافت : 5406 | حجم فایل : 2.24 MB |
 
"رستگاران" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: آریا عظیمی نژاد و شعر از عبدالجبار کاکایی (1:44)
 تعداد دریافت : 4261 | حجم فایل : 1.6 MB |
 
قطعه "فردای پنهانی" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از تویجان شعر از اعبدالجبار کاکایی (1:35)
| تعداد دریافت : 4355 | حجم فایل : 1.46 MB |
 
"ناجی" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: پویا نیک پور و شعر از رویا میرفخرایی (2:30)
 | تعداد دریافت : 5234 | حجم فایل : 2.29 MB |
 
قطعه "غزال" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از آریا عظیم نژاد شعر از علی معلم براساس سروده ای از محسن رضوانی (4:24)
 تعداد دریافت : 3162 | حجم فایل : 4.03 MB |
 
"بی واژه (رمانس)" از آلبوم بی واژه با صدای محمد اصفهانی {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ: پدرام کشتکار و شعر از اهورا ایمان (1:56)
 تعداد دریافت : 2852 | حجم فایل : 1.78 MB |
 
قطعه "خورشید فردا" با صدای محمد اصفهانی از آلبوم بی واژه {این آلبوم با رعایت قانون کپی رایت بارگذاری شده است؛ لطفا اصل آلبوم را خریداری نمایید. گنجینه صوتی تبیان} آهنگ از پدرام کشتکار شعر از اهورا ایمان (2:22)
| تعداد دریافت : 3844 | حجم فایل : 2.17 MB |

برچسب‌ها: البوم
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت   توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: نوروز
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: نوروز
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: نوروز
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

باهم بودن

              دردی را دوا نمی کند

                                       وقتی قرارنیست

                                                        پا به پایم بیایی....


برچسب‌ها: فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: نوروز, عکس, مینیاتور
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

پیامک های جبران خلیل جبران

رباعیات حکیم سنایی


برچسب‌ها: دانلودکتاب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: عکس روز
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: عکس روز
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: عکس روز
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: عکس روز
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

غریب:منم

که به تمام زبانهای دنیا گریه می کنم

اما هیچ چشمی مرا نمی سراید...

غریب: هو: أنا

أبکی  بکل لغات العالم ولم تنشدنی عیناً

غریب منم

که درواژه های هرزبانی جاری شدم

اما هیچ کودکی مرانگریست...

غریب :هو:أنا

أجریتُ بکل لغة

وأنا فی کل کلمات اللغات

ولم تبکینی طفلاً

سروده فارسی وعربی:فرامرزمیرشکار


برچسب‌ها: سروده, فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

چند وقتيه برام سوال مطرح شده كه مگه مملكت ما چقدر جمعيت داره؟ آخه هر جا مي ري شلوغه! مي خواي بري زيارت مي بيني كرور كرور جمعيت اومدن حرم براي زيارت؟ مي خواي بري تفريح اطراف شهر فوج فوج ماشينه كه داره مي ره براي تفريح! مي ري بازار مي بيني از  زور جمعيت جا براي راه رفتن نيست! مي ري نمايشگاه شلوغه؟ صف نون شلوغ! بانك شلوغ! شهر شلوغ! خيابون شلوغ! محله شلوغ! گلاب بروتون مي ري دستشويي عمومي مي بيني به شدت شلوغه! شما باورتون میشه ایران هفتادمیلیون جمعیت داره؟به نظرشما اسم کشورما باجایی دیگه عوض نشده؟
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

 روزی مردی خواب عجیبی دید، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که همان کاغذها را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم. نویسنده:فرامرزمیرشکار


برچسب‌ها: داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت مطلب های فرامرزمیرشکار, زنان ونوسی
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت مطلب های فرامرزمیرشکار, زنان ونوسی
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت مطلب های فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت مطلب های فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعر
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعر
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت مطلب های فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت مطلب های فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعرهای فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعر
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعر
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعر
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 


برچسب‌ها: کارت شعرهای فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

دزدیدن ازیک نویسنده ،نامش می شود: سرقت ادبی

اما اگراز چندنویسنده بدزدید نامش می شود: پژوهش


برچسب‌ها: ازاون حرفا, ویلسون میزنر
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

در این پوسترها،در واشنگتن، تصویر اوباما در کنار تصویر رهبر و رییس‌جمهور کشورمان آورده شده و در زیر آن نوشته شده است: «او می‌گوید که ایران هسته‌ای غیرقابل‌قبول است. آیا حرف وی را باور می‌کنید؟»


برچسب‌ها: سیاسی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

زمانی هست که از هرسو تورا می بینند...

وزمانی هست که ازهرسو او را می بینی...

به آن زمان،زمان شهادت می گویند...

ما درپی آن زمانیم...


برچسب‌ها: نثرفرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

گفت مردي به همسرش روزي

من بميرم چگونه خواهي زيست؟

 گفت: از چند و چون آن بگذر

تو بميري براي من کافيست!


برچسب‌ها: برگزیده
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

 

پیکرش رو با دو شهید دیگه تحویل بنیاد شهید دادند

شهدا رو گذاشتند توی سردخانه

نگهبان سردخانه تعریف می کرد:

یکی از شهدا آمد به خوابم و گفت: جنازه ی من رو فعلا به خانواده ام تحویل ندید

از خواب بیدار شدم

هر چه فکر کردم که کدام یک از این شهدا بود ، نفهمیدم

گفتم ولش کن ، خواب بود دیگه

... فردا قرار بود جنازه ها رو تحویل خانواده ها بدیم

اما شب باز خواب اون شهید رو دیدم

باز هم تاکید کرد که جنازه اش رو فعلاً تحویل ندیم

اینبار فوراً اسمش رو پرسیدم

گفت: امیر ناصر سلیمانی

از خواب پریدم

رفتم سراغ پیکر پاک شهدا

دیدم روی پیکر یکی شان نوشته : شهید امیر ناصر سلیمانی

... بعد ها متوجه شدم توی اون تاریخ که می خواستیم جنازه ش رو تحویل بدیم ، خانواده اش در تدارک مراسم ازدواج پسرشون بودند

شهید نخواسته با اومدنش مراسم برادرش به هم بخوره!

                                                 منبع: کتاب فرمانده ، فرمان قهقهه / صفحه ۳۶


برچسب‌ها: شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

می خواستم برم کربلا برا زیارت امام حسین علیه السلام

همسرم سه ماهه باردار بود

التماس و اصرار کرد که من رو هم با خودت ببر ، مشکلی پیش نمیاد

هر جوری بود راضیم کرد ، با خودم بردمش

... سختی سفر به شدت مریضش کرد

وقتی رسیدیم کربلا اول بردمش دکتر

دکتر گفت: احتمالا بچه مُرده.

اگه هم هنوز زنده باشه ، امیدی نیست

چون علائم حیاتی نداره

... برگشتیم مسافرخونه

خانومم گفت : من این دارو ها رو نمی خورم

پاشو بریم حرم

هر جوری که می تونی من رو برسون به ضریح آقا

زیر بغل هاش رو گرفتم و بردمش کنار ضریح

تنهاش گذاشتم و رفتم یه گوشه ای نشستم

با حال عجیبی شروع کرد به زیارت

گریه می کرد و می گفت من بچه م رو از شما میخوام

بعدش هم خودش بلند شد و رفت تا دم در حرم

صبح رفتم سراغش

خوابش برده بود

برا نماز صبح بیدارش کردم

با خوشحالی بلند شد و گفت: چه خواب شیرینی بود

الان دیگه مریضی ندارم

بعد تعریف کرد: توی خواب خانمی رو دیدم که نقاب به صورتش زده بود

یه بچه ی زیبا رو گذاشت توی آغوشم

گفتم این کیه؟

گفت: بچه ی توئه ! 

بعد بهم فهماند که مراقبش باشم و اسمش رو محمد ابراهیم بذارم

... بردمش پیش همون دکتر

۲۰ دقیقه ای معاینه کرد

آخرش هم با تعجب گفت: یعنی چی؟ موضوع چیه؟

دیروز این بچه مُرده بود

ولی امروز کاملاً زنده و سالمه

اون رو کجا بردید؟ کی این خانم رو معالجه کرده؟

باور کردنی نیست! امکان نداره!

خانم که جریان رو براش تعریف کرد ، ساکت شد

رفت توی فکر...

                                      راوی: پدر سردار شهید محمد ابراهیم همت

                                      منبع: کتاب ستاره ای در زمین ، صفحه ۱۱


برچسب‌ها: رازها, عاشورا, شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

 

اواخر عملیات والفجر یک توی فکه کارمون خیلی سخت شده بود

کماندوهای عراقی بچه ها رو از ارتفاعات مشرف به کانال زیر آتش شدید گرفته بودند و از اینکه بر ما مسلط شده بودند ، هلهله می کردند و زنده باد صدام سر می دادند

تو این وانفسا ، یه بسیجی نوجوان رو دیدم که داخل کانال مچاله شده بود

تفنگش رو بغل کرده و به لب های قاچ قاچ شده اش زبان می کشید

رفتم سراغش و پرسیدم: چته ؟تشنه ای؟

نگاه عمیقی کرد و چیزی نگفت

بهش گفتم: اگه زرنگ باشی ، می تونی از زیر آتش بعثی ها سینه خیز بندازی تو کانال و برگردی عقب ، اونجا آب هست ، برو جیگرت رو خنک کن

تا این رو گفتم ، چشماش گرد شد

با بغض گفت: مشدی! اگه می بینی اینجا نشستم واسه اینه که رمقی به جونم نمونده. آره تشنمه ، خیلی! ولی به جون امام ، اگه به اندازه ی یه در قمقمه آب بود که توی حلقم بریزم ، اون وقت پا می شدم و به اون بعثی های نامردی که اون بالا دارن هلهله می کنن نشون می دادم که به کی میگن مرد!

اون شیر بچه ی بسیجی کنار اجساد شهدا و زخمی ها ماند و نه فقط به کماندوهای عراقی ، بلکه به خود من و امثال من هم نشان داد که چه کسی مَرده!

 

                                                        راوی : مرتضی شادکام

                                                         منبع: حکایت فرزندان روح الله ۲ ، صفحه ۸۰


برچسب‌ها: شهدا
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

هفت روش درمانی در طب اسلامی

۱) تغذیه درمانی
تغذیه درمانی و نگاه به نوع تغذیه، اساس و اصل تمام مکاتب پزشکی جهان، از جمله مکتب پزشکی جامع اسلامی است.
این بحث در طب جامع اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که به بحث اطعمه و اشربه معروف است.
بحث اطعمه و اشربه، توجه خاصی به نوع، کیفیت و زمان مصرف غذا دارد.
طب جامع اسلامی تغذیه سالم و صحیح را ضامن سلامتی انسان می داند و به همین علت اولین شیوه از هفت شیوه درمان جسمانی را به این امر مهم اختصاص داده است.
درنظر گرفتن حلال و حرام بودن غذاها و نوشیدنی ها، و چگونگی حلال شدن و حرام بودن آنها را فقط در تحقیق قواعد تغذیه ای اسلامی می توان به این سادگی و جامعی یافت و این بحث در سایر مکاتب تغذیه ای و درمانی یا مفقود یا به صورت ناقص و طبق اعتقادات خرافی موجود است.
۲) گیاه درمانی
در طب جامع اسلامی در مورد گیاه درمانی و کیفیت استفاده ازگیاهان در شفابخشی تمام بیماری ها بحث مفصلی شده است.
آیات و روایات و تحقیقات دانشمندان طب جامع اسلامی در این زمینه بسیار گسترده و کامل است. به طوری که اگر کسی فقط در این روش از درمان موفق به کسب تبحر و تجربه شود، می تواند بسیاری از بیماری ها را درمان کند و در حرفه خود کامل شود.
۳) حجامت درمانی
طب جامع اسلامی، حجامت را سومین ستون طب جسمانی قرار داده است و در مورد حجامت که قدمت ۵۰۰۰ ساله یا بیشتر دارد، نظریه های نوینی را ارائه می دهد. از جمله این که:
- طب جامع اسلامی اصول سری این شیوه از طب را توضیح داده است.
- روابط مختلف بین بدن و جهان هستی در طی استفاده ازاین شیوه
- روابط بین مایعات درون اعضاء و اجزاء رئیسه بدن نسبت به ظاهر بدن و محیط اطراف
- توجه به دفع شر موجودات غیر ارگانیک (امواج منفی) در طی انجام حجامت که با قرائت آیات و دعاهای خاصی انجام می شود.
- شناسایی بی سابقه قسمت های حجامت بر روی بدن انسان
- مشخص نمودن رابطه بین حجامت در قسمت های مختلف بدن و درمان های خاص
- معرفی زمان های مختلف (مفید یا مضر) از نظر انتخاب روز و ساعت و ماه و سال و حالت های مختلف فلکی و نجومی.
۴) قصد درمانی
قصد درمانی (رگ زدن) همانند حجامت درمانی است که با تمام فصد درمانی های قبل از اسلام، هفت خصیصه متفاوت دارد.
همچنین بیش از صدها خصیصه متفاوت با گرفتن خون وریدی که توسط سازمان انتقال خون در طب جامع اسلامی معرفی شده است، دارد.
۵) سنگ درمانی
سنگ های موجود در طبیعت همانند گیاهان و حیوانات دارای خواص مهم طبی و غیرطبی هستند. دانشمندان امروزه به خوبی متقاعد شده اند که سنگ بر ماده اثرگذار است.
سنگ هم امواج را دگرگون می کند و هم امواجی را از خود ساطع می کند؛ در طب جامع اسلامی هر سنگی، هم به تنهایی معرفی شده و هم در زیر مجموعه سنگ های هم خانواده خود تعریف شده است.
حکمای اسلامی با استفاده از هزاران حدیث و روایت درباره خواص سنگ ها که از چهارده معصوم (ع) روایت شده است، راجع به سنگ شناسی و کیفیت استفاده از سنگ ها براساس شناخت طبیعت آنها، تالیفات و تحقیقات گرانقدری دارند. نقش نگین معصومین در این زمینه قابل اشاره است.
۶) عطر درمانی
در هیچ مکتب درمانی قبل یا بعد از اسلام، و حتی در هیچ مذهبی به اندازه تعالیم مذهب اسلام، در مورد عطرهای مختلف نظری ارائه نشده است.
البته با مراجعه به کتب تدوین شده در مورد عطر درمانی در طب جامع اسلامی، می توان با روحیات و علایم ظاهری و باطنی بیماری ها و کیفیت تاثیر مواد لطیف بر بدن آشنا و متوجه طبیعت مختلف عطرها و رایحه های گوناگون و آثار آنها شد.
عطرها معمولا به طور بسیار ظریف بر محرک های درونی بدن تاثیر می گذارند و موجب درمان می شوند.
طب جامع اسلامی علاوه بر شناسایی طبیعت عطرها، این محرک های درونی را نیز معرفی می کند.
۷) رنگ درمانی
در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است که بسیاری از بیماری ها را می توان فقط با استفاده از رنگ، درمان کرد. البته این درمان باید با مراعات تمام قواعد و اصول رنگ درمانی اسلامی انجام شود.
شیوه استنشاق رنگ که با استفاده از فن تجسم خلاق اعمال می شود، یا به کار بردن مایعات رنگین یا استفاده از لباس ها، وسایل و سنگ ها با رنگی خاص که حالت تعادل را ایجاد می کنند، در درمان بیماری ها موثر است.
البته امروزه تاثیرات انرژیک نامحسوس رنگ بر روی روح و جسم به اثبات رسیده است.
در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است که هر یک از رنگ ها دارای طیفی خاص است که با ردیفی از طول موج ها ارتباط دارد، یعنی صدها اختلاف رنگ جزیی و نامحسوس وجود دارد که حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به آنها اشاره نموده است و در آیات و روایات در به کارگیری صحیح آنها توصیه شده است.
از آنجا که میزان ارتعاش رنگ ها یکسان و بسیار شبیه به هم است همه آنها برای چشم انسان قابل رویت نیستند.
کلمه (نور) که در برگیرنده انواع رنگ هاست، در آیات و روایات بسیار آمده است و در ابعاد مختلف رنگ درمانی با استفاده از منابع دینی و دستورات پایه ای طب جامع اسلامی این درمان صورت می گیرد.
طول موج رنگ بنفش کوتاه ترین طول موج است و از ۳۸۰ تا ۴۵۰ نانومتر برد دارد. رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج و برد آن از ۶۳۰ تا ۷۳۰ نانومتر است.
رنگ ها به شیوه های مختلفی بر ذهن و روح و جسم انسان تاثیر می گذارند که تمام این تاثیرات و کیفیت حصول آنها در رنگ درمانی طب جامع اسلامی بحث شده است

برچسب‌ها: طب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

پدر نداشت. از کسی هم حساب نمی برد. مادر پیرش هم نمی توانست کاری کند. هیکلش درشت بود و بزن بهادر. هیچ کس جلودارش نبود. هر شب کاباره ، دعوا ، چاقو کشی...

سند خانه همیشه روی طاقچه بود. مادرش تقریباً ماهی یکبار برای سند گذاشتن به کلانتری محل می رفت! رئیس کلانتری هم از دست او به ستوه آمده بود.

با تمام اینها مادرش هر وقت می خواست دعا کنه ، می گفت: خدایا شاهرخ مرا از سربازان امام زمان عج قرار بده. خدایا عاقبت بخیرش کن.

دیگران به او می خندیدند و می گفتند : شاهرخ و سربازی امام زمان عج ؟!

تا اینکه دعای مادر اثر کرد و شاهرخ شد عاشق امام. پای سخنرانی امام گریه می کرد. رفت جبهه. شده بود سرباز واقعی امام زمان عج. شهید که شد حتی پیکرش هم پیدا نشد.

                     آبروی اهل دل از خاک پای مادر است

                                              هر چه دارد این جماعت از دعای مادر است


برچسب‌ها: رازها, شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

خیلی دلم می‌خواست سید مرتضی آوینی را ببینم. یک روز به رفقایش گفتم، جور کنید تا ما سیدمرتضی را ببینیم، خلاصه نشد. بالاخره آقا سید مرتضی آوینی توی فکه روی مین رفت و به آسمون‌ها پر کشید.
تا اينكه يه شب در خواب، شهید آوینی را دیدم و درد و دل‌هایم را با او کردم؛ گفتم آقا سید، خیلی دلم می‌خواست تا وقتی زنده هستی بیام و ببینمت، اما توفیق نشد. سید به من گفت "ناراحت نباش فردا ساعت ۸ صبح بیا سر پل کرخه منتظرت هستم". صبح از خواب بیدار شدم. منِ بیچاره که هنوز به زنده بودن شهدا شک داشتم، گفتم: این چه خوابی بود، او که خیلی وقت است شهید شده است. گفتم حالا بروم ببینم چه می‌شه.
رفتم اما با نیم ساعت تأخیر رسیدم. دیدم خبری از آوینی نیست. داشتم مطمئن می‌شدم که خواب دیشب خیال بوده. سربازی که آن نزدیکی‌ها در حال نگهبانی بود ، نزدیک آمد و گفت: آقا شما منتظر کسی هستید؟ گفتم: بله، با یکی از رفقا قرار داشتم. گفت: چه شکلی بود؟ خصوصیات سید مرتضی رو براش بازگو کردم. گفت: رفیقت آمد اینجا! تا ساعت ۸ هم منتظرت شد اما نیامدی، بعد که خواست بره به من گفت: کسی با این اسم و قیافه می‌آید اینجا، به او بگو آقا سید مرتضی آمد و خیلی منتظرت شد ولی نیامدی ، کار داشت و رفت ، اما زير پل برایت با انگشت چیزی نوشته، برو بخوان. رفتم و دیدم خود آقا مرتضی نوشته: آمدم نبودی، وعدۀ ما بهشت! سید مرتضی آوینی

منبع:http://www.khakrize-khaterat.blogfa.com/9010.aspx


برچسب‌ها: رازها, شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

شهيد مظلوم دکتر بهشتی:
آنهايی که ولايت فقيه را قبول ندارند در هر مقامی که باشند سرنگون خواهند شد


برچسب‌ها: شهدا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

عید اون سال با شب ولادت امام رضا علیه السلام یکی شده بود

بچه های تفحص توی سنگر لشکر ۳۱ عاشورا جشن گرفته بودند.

آخر مراسم نوبت من شد که بخونم

دست به دامن قمر بنی هاشم علیه السلام شدم و عرض کردم:

« آقا ! نذارین ما شرمنده ی خانواده ی شهدا بشیم»

... فردا صبح از بچه ها پرسیدم : رمز حرکت ( تفحص ) امروز چیه؟

گفتند: یا ابالفضل علیه السلام

گفتم: امروز که ولادت امام رضا علیه السلام هستش!

گفتند: چون دیروز به آقا ابوالفضل علیه السلام متوسل شدیم ، می خواهیم به نام ایشون بریم تفحص تا ازشون عیدی بگیریم

دست به کار شدیم

اولین شهید پیدا شد. خوشحال شدیم

اسم شهید هم روی کارت شناسایی اش بود ، هم روی وصیت نامه اش

اسمش رو خوندیم:دیدیم شهید همنام حضرت ابالفضل علیه السلام بود ، از بچه های گروهان حبیب کاشان

بچه ها گفتند: توسل دیشب ، رمز حرکت امروز و اسم شهید یکی شده

بی اختیار به زبونم جاری شد که اگه اسم شهید بعدی هم ابوالفضل باشه ، اینجا گوشه ای از حرم آقاست

شروع کردیم به گشتن و کندن زمین

یه شهید دیگه پیدا شد

خیلی عجیب بود !

یک دست شهید از مچ قطع شده بود

پلاکش رو استعلام کردیم تا ببینیم اسمش چیه

گفتند: شهید ابوالفضل ابوالفضلی ، گروهان حبیب کاشان...

اسم طلائیه رو گذاشتیم مقر ابوالفضل علیه السلام ... حسینه اش هم مزین شد به نام قمر بنی هاشم علیه السلام

                                                راوی: محمد احمدیان 


برچسب‌ها: رازها, عاشورا, شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

توی جبهه جنوب مشغول نبرد با ایران بودیم که دژبانی من رو خواست

فرمانده مان با دیدن من خبر کشته شدن پسرم رو بهم داد

خیلی ناراحت شدم

رفتم سردخانه ، کارت و پلاکش رو تحویل گرفتم

اونا رو چک کردم ، دیدم درسته

رفتم جسدش رو ببینم

کفن رو کنار زدم ، با تعجب توأم با خوشحالی گفتم: اشتباه شده ، اشتباه شده ، این فرزند من نیست

افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد بود گفت:

این چه حرفیه می زنی؟ کارت و پلاک رو قبلا چک کردیم و صحت اونها بررسی شده

هر چی گفتم باور نکردند

کم کم نگران شدم با مقاومتم مشکلی برام پیش بیاد

من رو مجبور کردند که جسد را به بغداد انتقال بدم و دفنش کنم

به ناچار جسد رو برداشتم و به سمت بغداد حرکت کردم

می خواستم اون رو توی قبرستان شهرمون به خاک بسپارم

اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم زحمت ادامه ی راه رو به خودم ندهم و اون جوون رو توی کربلا دفن کنم

چهره ی آرام و زیبای آن جوان که نمی دانستم کدام خانواده انتظار او را می کشید ، دلم را آتش زد

خونین و پر از زخم ، اما آرام و با شکوه آرمیده بود

او را در کربلا دفن کردم و رفتم

... سال ها از آن قضیه گذشت

بعد از جنگ فهمیدم پسرم زنده است و اسیر شده

بعد از مدتی با اسرا آزاد شد

به محض بازگشتش ، ازش پرسیدم:

چرا کارت و پلاکت رو به دیگری سپردی؟

وقتی داستان مربوط به کارت و پلاکش رو برایم تعریف کرد ، مو به تنم سیخ شد

پسرم گفت: من رو یه جوون بسیجی خوش سیما اسیر کرد

با اصرار ازم خواست که کارت و پلاکم رو بهش بدم

وقتی بهش دادم ، اصرار کرد که راضی باشم

بهش گفتم در صورتی راضی ام که بگی برای چی میخای

اون بسیجی گقت: من دو یا سه ساعت دیگه شهید میشم

قراره توی کربلا در جوار مولا و اربابم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دفن بشم

می خوام با این کار مطمئن بشم که تا روز قیامت توی حریم بزرگترین عشقم خواهم آرمید

              راوی: ابو ریاض " از افسران زمان جنگ و از سیاسیون حال حاضر کشور عراق

              منبع: حکایت فرزندان روح الله ۱ ، صفحه ۵۴ و ۵۵


برچسب‌ها: رازها, عاشورا, شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

شهیدی رو پیدا کردیم که قمقمه اش پر بود از آبی زلال و گوارا

ده سال از شهادتش می گذشت،اما قمقمه اش همچنان آبی شفاف داشت و خوش طعم

یکی از بچه ها رفته سراغ چند تا کارشناس آب و مسائل کشاورزی

ازشون پرسید: اگر آبی دوازده سال زیر خاک بمونه ، چی میشه؟

خیلی عادی گفتند: خب معلومه! خواه ناخواه تبدیل به لجن میشه

مقداری از آب قمقمه ی شهید رو ریخت و داد به کارشناسان

وقتی خوردند ، ازشون پرسید: این آبی که خوردید چه جوری بود

گفتند: هیچی ! آبی تازه و زلال ، بدون ماندگی ...

خنده اش گرفت

کارشناسان با تعجب پرسیدند: چیه؟

قمقمه رو نشانشان داد و گفت: این آبی که شما خوردید متعلق به این قمقمه است که دوازده سال تمام زیر خاک کنار یک شهید بوده

مات و مبهوت به هم نگاه می کردند. از صلواتی که فرستادند میشد فهمید حالتشون عوض شده

... سربازی که در تفحص کار می کرد اومد پیشم و گفت: مادرم مریضه

گفتم : خب برو مرخصی ... برو که ببریش دکتر

گفت: نه! به این حرفا نیست. می دونم چطور درمانش کنم

جرعه ای از آب قمقمه ی شهید رو با خودش برد تهران

بعد از چند روز با شادمانی برگشت

می گفت: مادرم آب قمقمه رو خورد

به امید خدا خیلی زود خوب شد...

                                           روای: حمید داوود آبادی

                                           منبع: کتاب تفحص ، صفحه ۷۰


برچسب‌ها: رازها, شهدا, داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

 

از فرماندهی لشکر ، حکم فرماندهی تیپ رو براش آورده بودند

سریع با فرمانده ی لشکر تماس گرفت و گفت:

« من باید فکر کنم ، همینطوری که نمیشه »

 

... فردا دوباره حکم رو آوردند

اینبار حاجی پذیرفت

بهش گفتم: چرا همون دیروز این مسئولیت رو نپذیرفتین؟

حاجی : دیروز توی اون حالت نمی تونستم فکر کنم و تصمیم بگیرم ، راستش رفتم و با خودم فکر کردم امروز که من رو به فرماندهی تیپ منصوب کرده اند ، اگه چند روز دیگه بخوان این مسئولیت رو از من بگیرن و بگویند که از این پس باید به عنوان یه رزمنده ی ساده در جبهه خدمت کنی ، من چه عکس العملی نشون میدم؟

اگه ناراحت و غمگین بشم ، پس معلوم میشه من این مسئولیت رو برای رضای خدا قبول نکرده ام

اما اگه برام فرقی نداشت ، پس مشخص میشه که این مسئولیت را برای رضای خدا و دور از هوای نفس قبول کردم و فرقی نداره که در کجا خدمت کنم

لذا فکر که کردم

به این نتیجه رسیدم که اگه فرماندهی تیپ رو هم از من بگیرن باز برام فرقی نمی کنه

به همین خاطر قبول کردم

 

                                                    منبع: کتاب پا به پای باران ، صفحه ۵۸


برچسب‌ها: شهدا
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.
ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….
وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش
باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …
زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری

برچسب‌ها: داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

دادی به دستم آینه گفتی که: خودببین

دیدم تونیستی ،زدم آئینه بر زمین

سمت خداست وادی ایمن بیابرو

شیطان نشسته ورنه به هرجا تو راکمین


برچسب‌ها: تک بیت های فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

"غزال "اگربه کمند اوفتد عجب نبود

عجب فتادن" مرد" است درکمند غزال


برچسب‌ها: شاه بیت
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

تصمیم بگیرید كه یك جور دیگر باشید . یك لحظه چشمهایتان را ببنید و تصور كنید همان آدمی  هستید كه همیشه دلتان  می خواسته باشید . به همین سادگی . 
برچسب‌ها: گام به گام تا موفقیت
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

جوانی نزد عارفی رفت و از او خواست خدا را نشانش دهد . عارف هم سر جوان را زیر آب كرد . جوان هر چه سعی كرد نتوانست خود را نجات بدهد و در لحظاتی كه داشت آخرین نفس ها را می زد عارف او را رها كرد .   بعد از اینكه جوان سر حال آمد عارف از او پرسید: در لحظاتی كه داشتی نفسهای آخرت را می زدی طالب چه چیزی بودی ؟    جوان پاسخ داد:  "هوا"  ، هیچ چیز مگر هوا . عارف گفت: هروقت خدا را اینگونه طلب كردی او را خواهی یافت


برچسب‌ها: داستانهای کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

my Fingerprint at The enemy's eyes

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

ما از اثر انگشت هایی که هیچگاه یکی نیستندهم یکی می شویم


برچسب‌ها: سیاسی
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت .
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت : خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت : نه
با تعجب پرسیدم
:پس راز این مقام چیست؟
جواب داد
:هدیه مولایم حسین است !
گفتم: چطور؟

با اشک گفت
:آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛
چون خون از بدنم می رفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛
ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان
!
۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی
!
پس چه کشید پسر فاطمه؟

او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود
!
از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد ...

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت :
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛

آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم


برچسب‌ها: برگزیده
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

من قبلاً در دی‌موآن در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در
طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.
با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن
شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام. نام یکی از این شاگردانم رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش
(مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای
رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین
پایین‌تری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده
که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم .رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی
بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را
که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد. امّا او با پشتکار گام‌های
موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید
یاد بگیرند دوره می‌کرد.

    در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و
خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس
هفتگی او همواره می‌گفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم."

امّا امیدی نمی‌رفت. او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت. مادرش را
از دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم؛ می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش
او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد. همیشه دستی
تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد.

    یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید.
خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن
توانایی تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد. البتّه
خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید. وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم
من بود.

    چند هفته گذشت. آگهی و اعلانی دربارهء تکنوازی آینده به منزل همهء
شاگردان فرستادم. بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده
بود) به من زنگ زد و پرسید، "من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟".
توضیح دادم که، " تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم
پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی."
او گفت، "مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من
هنوز تمرین می‌کنم. خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این
تک‌نوازی شرکت کنم!" او خیلی اصرار داشت.

    نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند. شاید اصرار
او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی
پیش نخواهد آمد. تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود.
برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم
برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم. در این اندیشه
بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را
خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.

    برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد. شاگردان
تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود. رابی به صحنه امد.
لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته
بودند. با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی
تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"

    رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد. وقتی
اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت
کردم.. ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای
پیانو می‌نواخت بشنوم. انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید.
از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش
رفت.

آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد!
هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد.
بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتها رساند. تمام حاضرین
بلند شدند و به شدّت با کف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند.

    سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را
در آغوش گرفتم. گفتم، "هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی!
چطور این کار را کردی؟" صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت، "می‌دانید
خانم آنور، یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟ خوب، البتّه او سرطان
داشت و امروز صبح مرد. او ناشنوا  بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود. امشب
اوّلین باری است که او می‌تواند  بشنود که من پیانو می‌نوازم. می‌خواستم
برنامه‌ای استثنایی باشد."

    چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن را
نپوشانده باشد. مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز
مراقبت‌های کودکان ببرند؛ دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده
است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارتر
شده است.

  من هرگز نابغه نبوده‌ام امّا آن شب شدم.

و امّا رابی

؛ او معلّم بود و من شاگرد؛

زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و
شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد
.........
بيايد تفكر كنيم و ببينيم در زندگي ما آيا رابي هايي بودند كه ما از كنارشان بسادگي گذشتيم ؟


برچسب‌ها: برگزیده
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

راز کلیدگمشده،گم شده ،خودندانمش

صفحه ی آتش زده رامن به چه سان بخوانمش؟

 آینه خیز شد دلم ،لحظه به لحظه حیرتم

نورتو بیش از آینه است دیدتوچون توانمش؟

آه که پا نهدکسی چون به میان باغ من؟

میوه ی حیرتش مراکشته که باغبانمش

مرغک روح خودبه دم ،پر دهمش ز دل، ولی

حیف اجل نشسته برسرکه زتن مرانمش

پادشهی چومن چرا جا به خرابه ی جهان؟

می کنمش خراب اگر  من یله ساربانمش

عالم پیرکینه جوست پیروجوان نمی کند

دشنه ی خویش کرده درمن که چومیهمانمش

روز زسوز جان من شعله زندبه آفتاب

شب همه شب زسوز دل ،نفت چراغ دانمش

گریه نمی کنم  ولی چاره ز دست رفته است

بغض مگرکه تاکجا تاب بیاورد منش؟

خانه ی ابر ی ام  مگرتابه کجا نبارمش؟

من که چو رعد ، دم به دم در دل خانمانمش

گاه وفا کندبه من ،گاه جفا کند به من

 گفته به هرچه می کنم درپی امتحانمش


برچسب‌ها: فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

خانه دوست کجاست؟
خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: 
"نرسیده به درخت کوچه باغی است که از باغ خدا سبز تر است 
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، 
سر به در می آرد 
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمان می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا،
خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا،
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی خانه دوست کجاست؟

برچسب‌ها: سهراب سپهری
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

بــر قــدسيــان آسمــان مــن هــر شبـي يـاهـو زنــم

گـر صـوفي از "لا" دم زند مــن دم ز "الاهو" زنم

بـاز هــوايــي نــيــســتـــم تـــا تــيــهــوي جـانهـا برم

عـنـقـاي قـاف قـربـتـم ‚ كي بانگ بر تـيـهو زنم؟

مـن كـو كـويــي ديــوانــه‌ام صــدشهـــر ويـران كرده‌ام

بـر قـصـر قـيـصــر قي كنـم بر تـاج خاقـان قو زنم

قاضي چه‌باشد پيش من؟ مفتي چه‌داند كيش من؟

چون پـشت پاي نيستي بر حكم و بـر يرغو زنم

خـــاقــان اردو دار اگـــر از جــان نــگــردد ايــــل مــــن

صـاحـب قــران عــالـمـم بـر ايــل و بــر اردو زنــم

اي كــاروان ‚ اي كــاروان ‚ مــن دزد شـب‌رو نيستـم

مـن پـهـلـوان كــشـورم مــن تــيــغ روبــارو زنـم

اي بـاغـبـان ‚ اي بـاغـبـان ‚ در بسته‌اي بر من چـرا؟

بـگشا دري اين بـاغ را تا سيـب و شفـتالـو زنم

اي نـفـس هـندو وش برو‚ تركي مكن با من‚ كه من

سلـطــان صـاحـب قـوتـم بر تـرك و بر هنـدو زنم

گـــر آســيـــاي مــعــــرفـــت بـي‌بـــار مـانـد ساعتي

مـن بــر فــراز نـه فــلـــك از بــهــر او تــوتــو زنـم

نـفـس است كـدبـانوي من ‚ من كـدخـدا و شوي او

كـدبــانــو گــر بــد مي‌كنـد بـر روي كدبـانو زنــم

تـا دوسـت دارنـــدم خــسان‚ از بــهـــر آرايـش كنون

همچون زنان فاحشه كي شانه بر گيسو زنم؟

خيـز اي نعـيـمي پـيـش مـن بنشيـن به زانـوي ادب

مـن پـادشاه كـشورم كـي پـيـش تـو زانو زنم؟

برچسب‌ها: غزل, مولانا
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد

از سرعربده مستانه به هم در شکنم

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی

وا… این قالب مردار، به هم در شکنم

مولانا


برچسب‌ها: غزل, مولانا
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

  • از همه ی ادیان به یاری موعودخواهندشتافت به جز فرقه ی گمراه "بهائیت" که تمام قد به انکار ظهورودشمنی آن حضرت خواهدبرخاست.
  • همه ی ادیان ،ازدواج بامحارم را کاری نکوهیده وگناهی عظیم می دانند به جز "بهائیت"که به زشتی تمام به ناموس خود نیز رحم نمی کند.پناه می بریم برخدا
  • انسان از کافر زائیده شود امیدبرهدایت وایمان او می رود اما زاده ی بهائیت چون زاده قوم نوح است که گمان هدایت وایمان او به ناممکن شبیه است. «انك ان تذرهم یضلوا عبادك و لایلدوا الا فاجراً كفاراً.» (نوح-72).

برچسب‌ها: بهائیت
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

حقیقت تاکنون هیچ ظرفی برتراز ایران وایرانی پیدا نکرده است.ایران سرزمین آئین راستین است.سرزمینی که از آن مردان و زنانی خواهندبرخاست که به یاری مژده داده شده ی بزرگ خواهندشتافت.چقدر آرزومندآن روز شکوهمندم
برچسب‌ها: ایران وایرانی
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

"جی" از باستانی ترین نقاط شهراصفهان است وبه معنای پادگان ولشگر وآوردگاه می باشد.این واژه در زبان عربی بصورت"جیش:لشگر استفاده می شود.
برچسب‌ها: واژه شناسی, پژوهشهای ادبی فرامرزمیرشکار
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت   توسط   | 

امام كاظم عليه‏ السلام:
الْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَيِ الْمِيزَانِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِه؛
مؤمن (از جهت ايمان و بلا) چون دو كفه ترازوست، هر چه ايمانش زياد شود، بلايش بيفزايد.
تحف العقول، ص 408


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت   توسط   | 

برای مشاهده بقیه نقاشی ها بر روی "ادامه مطلب " کلیک کنید.


برچسب‌ها: نقاشی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

 به محض اینکه احساس سوزش در گلوی خود کردید یک مقدار سرکه سیب بنوشید. این سرکه به از بین بردن عفونت کمک زیادی خواهد کرد زیرا میکروب‌ها در محیط اسیدی سرکه دوام نمی‌آورند.

۱- متوقف کردن سکسکه

به هنگام سکسکه، خوردن یک قاشق چای‌خوری سرکه سیب به دلیل مزه ترش آن به متوقف کردن آن کمک می‌کند.

۲- دندان های سفیدتر
اگر می‌خواهید دندان‌هایی سفیدتر داشته باشید، غرغره کردن سرکه سیب در صبح توصیه می‌شود. سرکه سیب به از بین بردن لکه‌ها، باکتری‌های دهان و لثه و سفید کردن دندان‌ها کمک می‌کند. بعد از غرغره کردن مانند روزهای معمولی مسواک بزنید. دندان‌های خود را یک بار در هفته در صورت امکان با جوش شیرین بشویید، این کار نیز برای از بین بردن لکه ها و سفید شدن دندان‌ها موثر است. شما همچنین می‌توانید از نمک به عنوان خمیردندان جایگزین استفاده کنید. اگر لثه‌های شما احساس نرمی دارند به مسواک زدن با نمک در هر روز ادامه دهید.

۳- رفع مشکلات معده
اگر مشکل معده شما مشکلی باکتریایی باشد یک جرعه از آب سرکه سیب به خاطر خاصیت آنتی‌بیوتیکی آن می‌تواند کارساز باشد. برخی از کارشناسان ادعا می‌کنند که سرکه سیب حاوی پکتین است که می‌تواند به تسکین اسپاسم روده کمک کند.

۴- از بین بردن خستگی تمرین های ورزشی
انجام تمرین‌های ورزشی باعث ساخت اسید‌لاتیک در بدن می‌شود، و ایجاد خستگی می‌کند. گاهی نیز، این اسید به واسطه استرس‌های شدبد در بدن تولید می‌شود. اما اسیدهای آمینه در سرکه سیب مانند یک پادزهر عمل می‌کنند. سرکه سیب حاوی پتاسیم و آنزیم‌هایی است که احساس خستگی شما را رفع می‌کند. دفعه بعد که احساس خستگی کردید یک یا دو قاشق از سرکه سیب را با یک لیوان آب یا یک لیوان نوشیدنی سرد مخلوط کرده و نوش جان کنید و منتظر تاثیر شگفت‌انگیز آن بمانید.

۵- پیشگیری از سوء هاضمه
برای پیشگیری از سوء هاضمه، خوردن مقداری سرکه سیب، قبل از غذا را امتحان کنید. اگر می‌دانید که بعد از خوردن غذا احساس پشیمانی خواهید کرد این درمان سنتی را امتحان کنید. یک قاشق چای‌خوری عسل و یک قاشق چای‌خوری سرکه سیب را با یک لیوان آب گرم مخلوط کنید و ۳۰ دقیقه قبل از وعده غذایی بنوشید. دیگر از خوردن غذا احساس پشیمانی نخواهید کرد.

۶- جلوگیری از گرفتگی عضلات پا در شب

با اضافه کردن دو قاشق غذا‌خوری سرکه سیب و مقدار کمی عسل به یک لیوان آب و خوردن آن در شب از گرفتگی عضلات پا در شب جلوگیری کنید. مدت کوتاهی پس از مصرف این مقدار سرکه سیب، دیگر از گرفتگی‌های دردناکی که شب هنگام برای شما پیش می‌آیند، خبری نخواهد بود.

۷- رفع گرفتگی بینی
یک قاشق چای‌خوری سرکه سیب را در یک لیوان آب مخلوط کنید و بنوشید. اینکار به از بین رفتن گرفتگی بینی شما کمک می‌کند.

۸- کاهش گلو درد

به محض اینکه احساس سوزش در گلوی خود کردید یک مقدار سرکه سیب بنوشید. این سرکه به از بین بردن عفونت کمک زیادی خواهد کرد زیرا که میکروب‌ها در محیط اسیدی سرکه دوام نمی‌آورند. کافی است یک چهارم فنجان سرکه سیب را با یک چهارم فنجان آب گرم مخلوط کنید و هر ساعت یک بار غرغره کنید.


برچسب‌ها: طب غذایی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 


۱ . درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود.بررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.

٢ . از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات :
مخلوطی از یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه فروکش خواهد کرد.

٣ . درمان التهاب مفصل(آرتریت):
روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند.بررسی های اخیر روی ٢٠٠ بیماری که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣ نفر از آنان در عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر به راه رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را به دست آوردند.

۴ . جلوگیری از ریزش مو:
قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک قاشق پودر دارچین را به مدت ۵ تا ١۵ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.

۵ . از بین بردن عفونت مثانه:
٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین برود.

۶ . درمان درد دندان:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ۵ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی دندان خراب بمالید.این عمل را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.

٧ . کاهش کلسترول:
٢ قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید و بنوشید.این کار میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش می دهد.

٨ . درمان سرماخوردگی:
به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین استفاده کنید.این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می رود.

٩ . درمان ناباروری:
برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از خواب میل کنند.در کشورهای چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی که مدت ١۴ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب دوقلو شدند. 

١٠ . درد معده:
مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان می کند.

١١ . تقویت سیستم ایمنی:
استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.

١٢ . برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید تا از ترشح اضافی اسید معده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به راحتی هضم میکند.

١٣ . جلوگیری از آنفلوآنزا:
دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی است که از میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .

١۴ . افزایش طول عمر:
مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ۴ قاشق چای خوری عسل،یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ۴ بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس نیز جلوگیری می کند.

١۵ .برطرف کردن جوش صورت:
قبل از خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها قرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش ها را از بین می برد.

١۶ . درمان عفونت های پوستی:
قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.

١٧ . درمان سرطان:
تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی درمان شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز و به مدت ٣ ماه یک قاشق غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.

١٨ . از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می دهد.

١٩ . از بین بردن بوی بد دهان:
شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای خوری عسل،مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان را نداشته باشید.

٢٠ . مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را برطرف می کند.
شایان ذکر است،عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود.


برچسب‌ها: طب غذایی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

هراكليت‌ : تناقض‌، توافق‌ است‌ و از چيزهاي‌ ناموافق‌، زيباترين‌ هماهنگي‌ پديد مي‌آيد.        

::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.    

 ::    بودا : در پي‌ پستيها مرو. در بي‌دردي‌ زندگي‌ مكن‌. نظرِ نادرست‌ را دنبال‌ مكن‌. دوستِ دنيا مباش‌.     

::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     

::    اتين‌ ژيلسون‌ : متكلمان‌ از آن‌ حيث‌ كه‌ اهل‌ كلام‌اند، ايرادي‌ بر آنها وارد نيست‌، بلكه‌ مشكل‌ آنها اين‌ است‌ كه‌ خود را در مقام‌ فلاسفه‌ قرار مي‌دهند.   

  ::    علي‌ شريعتي‌ : توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد.    

 ::    هايدگر : ما در هر پرسش‌ نبايد چشم‌ انتظار پاسخ‌ باشيم‌؛ بلكه‌ بايد توقع‌ پيدايش‌ انبوهي‌ از پرسشهاي‌ تازه‌ را داشته‌ باشيم‌ و به‌ امكان‌ مطرح‌شدن‌ آنها، ياري‌ رسانيم‌.    

 ::    بودا : رهرو با تني‌ آرام‌، گفتاري‌ آرام‌ و انديشه‌اي‌ آرام‌، نيكْ مجموع‌، و چيزهاي‌ اين‌ جهاني‌ را رها كرده‌، او را آرامش‌ يافته‌ مي‌خوانند.  

   ::    بودا : چه‌ سهل‌ است‌ تنيدن‌ به‌ كارهاي‌ بد، و چه‌ صعب‌ است‌ تنيدن‌ به‌ سودمند و نيك‌.


برچسب‌ها: قصار, برگزیده, جملات بزرگان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

مختصري‌ درباره‌ مدرنيسم‌
قبل‌ از بررسي‌ پست‌ مدرنيسم‌ لازم‌ است‌ مختصري‌ درباره‌ي‌ مدرنيسم‌ به‌ مثابه‌ يك‌ واقعيت‌ تاريخي‌ - فرهنگي‌ و نيز خصوصيات‌ آن‌ اشاره‌ كنيم‌، سپس‌ وارد مبحث‌ پست‌ مدرنيسم‌ و مناظره‌ بين‌ مدرنيسم‌ و فرامدرنيسم‌ بشويم‌. كلمه‌ مدرن‌ از ريشه‌ لاتين‌ (modernus) گرفته‌ شده‌ است‌ و مدرنيته‌ بعد از عصر روشنگري‌ (Enlightenment) در اروپا گسترش‌ يافت‌. در همين‌ دوران‌ بود كه‌ انسان‌ غربي‌ به‌ عقل‌ خود بيشتر اعتماد پيدا كرد؛ البته‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ اين‌ اعتماد بيشتر متوجه‌ نوعي‌ عقلانيت‌ صورتگرا (Formalist rationality) بود. شايد بتوان‌ ويژگيهاي‌ اصلي‌ ايدئولوژيهاي‌ مدرن‌ را كه‌ همان‌ ويژگيهاي‌ روشنگري‌ است‌، به‌ طور اجمال‌ به‌ شرح‌ زير برشمرد:...


برچسب‌ها: پست‌ مدرنيسم‌
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

نامه ای به عمر "ل" رسید، مورخه ی شعبان. عمر به تردید اندر شد که کدام شعبان مقصود است. پس وجود صحابه را به شور در این کار دعوت کرد و اصحاب چنین رای دادند که باید از ایرانیان که بر هر چیزی عالم و ماهرند، امداد جوییم و راه ضبط اوقات و تقسیم اموال در مواقع معینه و توقیف مکاتبات را از آنان فرا گیریم. آن گاه از هرمزان پارسی ارایه ی طریق طلب کردند و از حفظ اوقات و شماره ی ماه و سال را به ایشان آموخت وعمر از روی گفته های هرمزان، تاریخ هجری را وضع کرد که از آن وقت تاکنون میان ما مسلمانان دایر است.

برچسب‌ها: ایران وایرانی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

ابوالفدا، در «تقسیم البلدان» و ابن خلدون در مقدمه ی کتاب خود گفته اند، وقتی سعدبن ابی وقاص بر مداین دست یافت، در آن جا کتاب های بسیار دید. نامه به عمربن خطاب نوشت و در باب این کتاب ها دستور خواست. عمر در پاسخ نوشت: آن همه را به آب افکن که اگر آن چه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن را فرستاده است که از آن ها راهنماتر است و اگر در آن کتاب ها، جز مایه ی گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب، آن ها همه کتاب ها را در آب یا در آتش افکندند . 

برچسب‌ها: ایران وایرانی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

شايد بد نباشد بدانيد كه‌ داريوش‌ شاه‌ ايران‌ در نامه‌اي‌ از هراكليت‌ فيلسوف‌ بزرگ‌ دوران‌ پيشاسقراطي‌ دعوت‌ كرده‌ كه‌ به‌ كاخ‌ او بيايد. داريوش‌ مي‌نويسد كه‌ بخشهايي‌ از اثر هراكليت‌ درباره‌ طبيعت‌، دشوار است‌ و از او ياري‌ مي‌طلبد. متن‌ نامه‌ داريوش‌ شاه‌ و پاسخ‌ قناعت‌ مدارانه‌ و حكيمانه‌ هراكليت‌ را به‌ روايتِ ديوژنس‌ مي‌خوانيد: 

داريوش‌ به‌ هراكليتوس‌ نامه‌اي‌ با اين‌ مضمون‌ نوشته‌ است‌:
داريوش‌ شاه‌ پسر هوستاسِپس‌ (ويشتاسپ‌) خطاب‌ به‌ هراكليتوس‌ دانا مرد افسوس‌، درود! تو كتابي‌ درباره‌ي‌ طبيعت‌ نوشته‌اي‌ كه‌ فهم‌ آن‌ دشوار و تفسير آن‌ نيز دشوار است‌. در برخي‌ قسمتها اگر كلمه‌ به‌ كلمه‌ تفسير شود، به‌ نظر مي‌آيد كه‌ شامل‌ نيروي‌ مشاهده‌ و نظر در همه‌ي‌ جهان‌ است‌ و آنچه‌ در آن‌ روي‌ مي‌دهد، كه‌ بر پايه‌ي‌ خدايي‌ترين‌ حركت‌ قرار دارد. اما درباره‌ي‌ بيشتر قسمتهاي‌ آن‌، بايد از داوري‌ خودداري‌ كرد، چنان‌ كه‌ حتي‌ بهره‌مندترين‌ كسان‌ از ادبيات‌، سرگردانند كه‌ تفسير درست‌ كتاب‌ تو چيست‌. بنابراين‌ داريوش‌ شاه‌ پسر هوستاسپس‌ خواهان‌ است‌ كه‌ از پندهاي‌ تو، و همچنين‌ پرورش‌ و فرهنگ‌ يوناني‌ بهره‌مند شود. پس‌ زودتر بيا تا مرا در كاخ‌ من‌ ديدار كني‌. زيرا يونانيان‌ بيشتر اوقات‌ مردان‌ داناي‌ خود را ارج‌ نمي‌نهند و از وصاياي‌ آنان‌ كه‌ شنيدن‌ و آموختن‌ آنها سودمند است‌، غفلت‌ مي‌كنند. اما در دربار من‌ همه‌گونه‌ مزيتها به‌ تو داده‌ خواهد شد، و گفتگوهاي‌ روزانه‌ درباره‌ي‌ مسائل‌ عالي‌ و نيز زندگي‌ خوشنامي‌ هماهنگ‌ با اندرزهاي‌ تو خواهيم‌ داشت‌.»
هراكليتوس‌ در پاسخ‌ آن‌ نامه‌ي‌ داريوش‌ چنين‌ نوشت‌: 

«هراكليتوس‌ از افسوس‌ به‌ داريوش‌ شاه‌ پسر هوستاسپس‌، درود! همه‌ي‌ مردمان‌ روي‌ زمين‌ از حقيقت‌ و كردار عادلانه‌ دوري‌ مي‌كنند و به‌ علت‌ بي‌خردي‌ زشت‌، خود را به‌ آز سيري‌ناپذير و شهرت‌ جويي‌ مي‌سپارند. اما من‌، از آنجا كه‌ همه‌ي‌ پستيها را به‌ فراموشي‌ سپرده‌ام‌ و از فزون‌جويي‌ كه‌ خويشاوند نزديك‌ حسد است‌ گريزانم‌ و چون‌ از شكوه‌ فراوان‌ اجتناب‌ دارم‌، نمي‌توانم‌ به‌ سرزمين‌ ايران‌ بيايم‌. من‌ به‌ اندك‌ مايه‌ راضيم‌ كه‌ هماهنگ‌ با فكر و منظور من‌ باشد.» (ديوژنس‌: كتاب‌ 9- ب‌ 14،13)


 


برچسب‌ها: برگزیده, ایران وایرانی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

نشانه جاهل
على عليه ‏السلام :
لا تَرَى الْجـاهِلَ اِلاّ مُفْرِطا اَوْ مُفَرِّطا؛
جاهل را نمى ‏بينى مگر آنكه اهل افراط يا تفريط است.
نهج البلاغه، حكمت 70


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

مهمترین فواید تجزیه و تحلیل سیستمها عبارتند از:
1- اقدامی مناسب جهت بررسی مسائل و مشکلات سازمانی است
2- کمک به ساده کردن کارها و افزایش بهره وری سازمانها
3- اقدامی مناسب جهت کمک به مدیران در امر سیاست گذاری و تصمیم گیری
4- با کمک تجزیه و تحلیل سیستمها می توان ساختار سازمانی مناسب تر و روشهای اجرایی کارآمدتر بوجودآورد
5- کمک به دستیابی به اطلاعات دقیق و بهنگام از وضعیت موجود.

به اختصار مراحل تجزیه و تحلیل سیستمها را می توان به صورات زیر بیان کرد:
- شناخت مشکل و تبیین آن: مشکل یا مشکلات مربوطه ممکن است از سوی مدیران، مقامات مسئول سازمانی و یا شخص آنالیست شناسایی گردد
- ایجاد فرضیه: پس از شناخت مشکل بایستی درباره عواملی که سبب بروز مشکل شده اند حدس زد و فرضیاتی را مطرح کرد و فرضیه اهم (مهمترین و محتمل ترین راه حل )را برگزید.
- جمع آوری اطلاعات: در این مرحله بایستی اطلاعاتی را پیرامون مشکل و راه حل های آن کسب کرد .هر چه صحت و دقت اطلاعات بیشتر باشد ،احتمال شناخت واقعیت و دستیابی به راه حل مناسب برای مشکل بیشتر خواهد بود .
- طبقه بندی اطلاعات: در این مرحله آنالیست داده های پراکنده را طبقه بندی نموده و به آنها نظم می بخشد تا معنی دار شوند .این اطلاعات به روشهای منطقی و عقلایی و با توجه به ماهیت و نوع آنها طبقه بندی و کد گذاری می شوند.
- تجزیه و تحلیل اطلاعات: دراین مرحله تحلیل گر می کوشد تا ارتباط بین اطلاعات را کشف کند. در این مرحله سوالاتی از قبیل سوالات ذیل درباره اطلاعات پرسیده می شود: 

چه فعالیتی انجام می شود ؟
چرا آن فعالیت انجام می شود ؟
آن فعالیت را چه کسی انجام می دهد؟
آن فعالیت چگونه انجام می شود ؟
آن فعالیت در کجا انجام می شود ؟
آن فعالیت در چه زمانی انجام می شود ؟
 

- نتیجه گیری و ارائه راه حل: در این مرحله آنالیست به تعبیر و تفسیر یافته های خویش پرداخته و چنانچه فرضیه های اولیه او تأیید گردند او موفق به کشف علت شده است و اگر تأیید نشده باشند بایستی بدنبال راه حل های دیگری برای مشکل باشد.
- تهیه و تنظیم گزارش: اقداماتی که تا این مرحله انجام گرفته اند توسط تحلیل گر در یک گزارش منظم تدوین و در دسترس مدیران و مقامات ذیربط قرار می گیرد.
- اجرا: در این مرحله آنالیست طی برنامه ای پیش بینی های لازم را جهت اجرای پیشنهادات مصوب و پیاده کردن طرحهای جدید و ایجاد تغییر در نظام قدیم انجام دهد.
- آزمایش طرح جدید: دراین مرحله جهت کسب اطمینان از نتایج طرح ،طرح در یک قلمرو محدود به مرحله اجرا گذاشته می شود تا محدودیتهای حین عمل مشخص و جرح و تعدیلهای لازم انجام پذیرد .
- استقرار طرح جدید: چنانچه نتایج حاصل از اجرای آزمایش طرح مثبت باشد و مدیران و مقامات مسئول ادامه اجرای آن را تصویب کنند طرح مربوطه در عمل پیاده و استقرار می یابد
- ارزیابی عملکرد: پس از اینکه سیستم قدیم به سیستم جدید تبدیل شد ،آنالیست بررسی دوباره ای از سیستم به عمل آورده و عملکرد آن را ارزیابی می نماید تا میزان موفقیت سیستم جدید را مشخص و تجدید نظرهای احتمالی را انجام دهد.
برای استفاده از دید سیستمی در تمامی مراحل طراحی و تجزیه و تحلیل سیستمها از اهمیتی بالایی برخوردار است. این نگرش چارچوبی منطقی و علمی برای در نظر گرفتن عوامل موثر داخلی و خارجی سیستم به عنوان یک کل متشکل ارائه می دهد .و به پدیده های اطراف بصورت یک کل به هم پیوسته می نگرد.


برچسب‌ها: مراحل تجزیه و تحلیل سیستمها
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 



ماده شیری که گوزنی را شکار کرد بعد از دریدن دل گوزن فهمید که گوزن ماده حامله بوده , عکاس این صحنه بعد از مدتی میفهمد که ماده شیر از غصه مرده!
-----------------
پشیمانی از گناه یعنی این!!!!!!

برچسب‌ها: برگزیده
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

در ژاپن اتفاقی بسیار مهیب و مصیبتی وحشتناک اتفاق میافتد و میلیارد ها دلار خسارت و هزاران نفر کشته و زخمی میدهد، اما واکنش و رفتار عمومی به این فاجعه در جامعه ژاپن بسیار درس آموز بوده و در واقع یک کلاس آموزشی عملی رفتارهای انسانی در برابر دنیا قرار میگیرد.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

1) آرامش

حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نشد. میزان تأثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

2) وقار

صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

3) توانمندی

بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوری که ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

4) رحم و شفقت

مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

5) نظم

غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

6) ایثار

پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

7) مهربانی

رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

8) آموزش

از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

9) وسایل ارتباط جمعی

در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارش های مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشهای آرامبخش.

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن| HiPersian.Com

10) وجدان

هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.

در دنیا هیچ چیزی به اندازه آموختن برای ساختن یک زندگی انسانی اهمیت ندارد و این آموزش از هر قوم و ملیتی میتواند باشد.

منبع : باز نشر از خلیج فارس

برچسب‌ها: برگزیده
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

In the hope of union, my very life, I’ll give up

As a bird of Paradise, this worldly trap I will hop.

In the hope of one day, being your worthy servant

Mastery of both worlds I’ll gladly drop.

May the cloud of guidance unload its rain

Before I am back to dust, into the air I rise up.

Beside my tomb bring minstrels and wine

My spirit will then dance to music and scent of the cup.

Show me your beauty, O graceful beloved of mine

To my life and the world, with ovation I put a stop.

Though I am old, tonight, hold me in your arms

In the morn, a youthful one, I’ll rise up.

On my deathbed give me a glimpse of your face

So like Hafiz, I too, will reach the top.

 

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم

بر سر تربت من با می و مطرب بنشین

تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات

کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم

گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش

تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم


برچسب‌ها: برگزیده, متون دوزبانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

Many years ago in a small Indian village, a farmer had the misfortune of owing a large sum of money to a village moneylender.
The Moneylender, who was old and cunning, fancied the farmer’s beautiful daughter. So he proposed a bargain. He said he would forgo the farmer’s debt if he could marry his daughter. Both the farmer and his daughter were horrified by the proposal.
So the cunning moneylender suggested that they let providence decide the matter.
He told them that he would put a black pebble and a white pebble into an empty money bag. Then the girl would have to pick one pebble from the bag.

سالها پیش در روستای کوچکی در هند، کشاورزی بدهی زیادیبه یک نزولخوار داشت  . نزولخوار، که آدم پیر و دغلی بود ، چشم به دختر زیبای کشاورز داشت .بنابراین او معامله ای را پیشنهاد کرد.او گفت که اگر با دختر کشاورز ازدواج کند ، از بدهی کشاورز صرفنظر می کند .کشاورز و دخترش از این پیشنهاد وحشت کردند.
بنابراین مرد حیله گر به آنها پیشنهاد کرد که با آینده نگری تصمیم بگیرند.

او به آنها گفت که یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید را در کیسه پولی خالی قرار می دهد. سپس دختر باید یک سنگ را از داخل کیسه بردارد.

1) If she picked the black pebble, she would become his wife and her father’s debt would be forgiven.
2) If she picked the white pebble she need not marry him and her father’s debt would still be forgiven.
3) But if she refused to pick a pebble, her father would be thrown into Jail.
They were standing on a pebble strewn path in the farmer’s field. As they talked, the moneylender bent over to pick up two pebbles. As he picked them up, the sharp-eyed girl noticed that he had picked up two black pebbles and put them into the money bag.
The Moneylender, then asked the girl to pick a pebble from the money bag.
Now, imagine that you were standing in the field. What would you have done if you were the girl? If you had to advise her, what would you have told her?
Careful analysis would produce three possibilities:
1. The girl should refuse to take a pebble.
2. The girl should show that there were two black pebbles in the money bag and expose the moneylender as a cheat.
3. The girl should pick a black pebble and sacrifice herself in order to save her father from his debt and imprisonment.
Take a moment to ponder over the story. The above story is used with the hope that it will make us appreciate the difference between lateral and logical thinking.
The girl’s dilemma cannot be solved with traditional logical thinking. Think of the consequences if she chooses. What would you recommend to the girl to do?
Well, here is what she did …
The girl put her hand into the money bag and drew out a pebble. Without Looking at it, she fumbled and let it fall onto the pebble strewn path, where it immediately became lost among all the other pebbles.
“Oh, how clumsy of me,” she said. “But never mind, if you look into the money bag for the one that is left, you will be able to tell which pebble I picked.”
Since the remaining pebble is black, it must be assumed that she had picked the white one. And since the moneylender dared not admit his dishonesty, the girl changed what seemed an impossible situation into an extremely advantageous one.
Moral of the Story: Most complex problems do have a solution. It is only that we don’t Attempt to think.

اگر او سنگ سیاه را برداشت، زنش می شود و از بدهی پدرش صرفنظر می کند.
اگر سنگ سفید را برداشت، نیازی نیست با مرد ازدواج کند و همچنان قرض پدرش بخشیده خواهد شد.
ولی اگر دختر سنگی برنداشت، پدرش به زندان خواهد رفت.
آنها در زمینی پر از سنگریزه که در مزرعه کشاورز بود،  ایستاده بودند. وقتی آنها صحبت می کردند، نزولخوار خم شد و دو سنگریزه برداشت.وقتی مرد نزولخوار آنها را برمیداشت، چشمان تیزبین دختر دید که مرد دو سنگریزه سیاه برداشت و در کیسه گذاشت.سپس مرد نزولخوار از دختر خواست سنگی از داخل کیسه بردارد. حالا تصور کن شما در مزرعه ایستاده ای.اگر بجای آن دختر بودی چه میکردی ؟ اگر میخواستی او را نصیحت کنی، چه می گفتی؟
تجریه دقیق،  سه احتمال را نشان می دهد:
- دختر از برداشتن سنگ خودداری میکرد
- دختر باید نشان می داد که دو سنگریزه سیاه در کیسه پول هست و حقه مرد نزولخوار را رو می کرد.
- دختر باید سنگ سیاهی برمیداشت و خودش را قربانی پدرش می کرد که از بدهی و زندان خلاص شود.
لحظه ای فکر کنید. داستان فوق با این امید که تفاوت بین تفکر جانبی و منطقی را ارزیابی کنیم به کار می آید.
مخصمصه ای که دختر در آن افتاده نمیتوانست با فکر منطقی سنتی حل شود. به عواقبش فکر کنید اگر دختر انتخاب کند. چه پیشنهادی به دختر دارید که انجام دهد؟
خب، این کاری است که دختر انجام داد:
دختر دستش را در کیسه پول برد و سنگی برداشت. بدون نگاه کردن به آن، با آن ور رفت و اجازه داد سنگ روی زمین پر از سنگریزه بیفتد، جایی که سنگ  بلافاصله در بین سنگهای دیگر گم خواهد شد.
او گفت: اه چقدر دست و پا چلفتی ام. ولی اشکالی نداره، اگه به داخل کیسه نگاهی کنید یکی دیگه هست از روی اون میتونید بگید کدوم سنگ رو برداشتم.
چون سنگ باقیمانده سیاه بود، باید تصور میشد که او سنگ سفید را برداشته.و از آنجایی که مرد نزولخوار جرأت نداشت به کارش اعتراف کند، دختر موقعیتی غیر ممکن را به نفع کامل برگرداند.
نکته اخلاقی: خیلی از مشکلات پیچیده راه حلی دارند. تنها به این خاطر است که نمیخواهیم برای فکر کردن زحمت بکشیم.


برچسب‌ها: برگزیده, متون دوزبانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 


امام مهدى عليه ‏السلام :
أمّا وَجـهُ الانْتِفاعِ بي في غَيبَتي فكالانْتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَيَّبها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ، وإنّي لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ؛
چگونگى بهره‏مند شدن از من در روزگار غيبتم همچون بهره‏ مند شدن از خورشيد است، آنگاه كه در پس ابر از ديدگان پنهان مى‏شود. من مايه امان زمينيانم همچنان كه ستارگانْ مايه امان آسمانيان هستند.
بحار الأنوار : ج 52 ، ص 92 ،ح7


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

 

هرچیزی آخرش درست میشه. اگه درست نشد پس آخرش نیست
برای کسی که برات گریه نمی کنه، گریه نکن
پیدا کردن دوستان خوب سخته، ترک کردنشون سخت تره و فراموش کردنشون غیرممکنه
هر چی هل بدی همونقدر جلو می ری
کارها بلندتر از کلمات حرف می زنن
سخت ترین چیز، اینه که ببینی کسی رو که دوست داری، عاشق یکی دیگه باشه
اگه فکر می کنی که دنیا معنایی نداره، یکبار دیگه فکر کن.شاید بتونی با یکی دیگه دنیا رو معنا کنی
وقتی نگاه کردن به عقب سخته و ازنگاه کردن به جلو می ترسی، کنارتو نگاه کن و بهترین دوستت اونجا خواهد بود
دوستی واقعی هرگز انتها نداره
دوستان خوب مثل ستاره ها می مونن. همیشه اونا رو نمی بینی ولی میدونی همیشه هستن
اخم نکن.هیچ وقت نمی دونی چه کسی با لبخندت، عاشقت میشه
چه کار می کنی وقتی تنها کسی که میتونه جلوی گریه ات رو بگیره ، کسی باشه که باعث گریه ات شده
عشق با لبخندی شروعی میشه، با بوسه ای رشد می کنه و با اشکی خاتمه پیدا می کنه
Everything is okay in the end. If it’s not okay, then it’s not the end
Don’t cry over anyone who won’t cry over you
Good friends are hard to find, harder to leave, and impossible to forget.
You can only go as far as you push.
Actions speak louder than words.
The hardest thing to do is watch the one you love, love somebody else.
If you think that the world means nothing, think again. You might mean the world to someone else.
When it hurts to look back, and you’re scared to look ahead, you can look beside you and your best friend will be there
True friendship never ends.
Good friends are like stars….You don’t always see them, but you know they are always there.
Don’t frown. You never know who is falling in love with your smile.
What do you do when the only person who can make you stop crying is the person who made you cry?
Love starts with a smile, grows with a kiss, and ends with a tear.


برچسب‌ها: برگزیده, متون دوزبانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

 

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها


Success
موفقیت ها

Fortune
شانس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برچسب‌ها: قصار, برگزیده, جملات بزرگان, متون دوزبانه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

رهبرى نماز
امام علی علیه السلام :
وَ اعْلَمْ اَنَّ كُلَّ شَىْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلوتِكَ؛
بدان كه ريز و درشت كارهايت تابع نماز تو است.
نهج البلاغه: نکته 27، ص 888


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

توفیق خدمت
امام علی علیه السلام :
إِنَّ حَوائِجَ النّاسِ إِلَيْكُمْ نِعْمَةٌ مِنَ اللّه‏ِ عَلَيكُمْ فَاغْتَنِمُوه؛
نيازهاى مردم به شما، نعمتى از سوى خداوند بر شماست، پس آنها را غنيمت شماريد.
غررالحكم: ج2، ص537


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

وسعت دادن بر خانواده
امام رضا عليه‏ السلام :
صاحِبُ النِّعمَةِ يَجِبُ أن يُوَسَّعَ عَلى عِيالِهِ؛
آن كه صاحب نعمت است بايد كه بر هزينه خانواده‏ اش وسعت بخشد.
بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 346


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

قال رسول الله صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله :

مَن سَألَ اللّه‏َ الشَّهادَةَ بِصِدقٍ بَلَّغَهُ اللّه‏ُ مَنازِلَ الشُّهَداءِ و إن ماتَ عَلى فِراشِهِ ؛ 

پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله  فرمودند

:هر كس صادقانه از خداوند شهادت بخواهد ، خداوند او را به مقام شهيدان مى‏رساند ، هر چند در بستر بميرد .

. ميزان الحكمه ، ح 9788 .


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

قال رسول الله  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله :

 سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمَّتي يأكُلونَ شَيئا اسْمُهُ البَنجُ ، أنا بَريءٌ مِنهُم و هُم بَريئُونَ مِنّي ؛ 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله :زمانى فرا مى‏رسد كه امّت من چيزى به نام «بنگ» استفاده مى‏كنند . من از اين گروه بيزارم و آنان از من دورند .

مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 85 .

پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله :

مَنِ احتَقَرَ ذَنبَ البَنجِ فَقَد كَفَرَ ؛ 

پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و‏آله :كسى كه گناه كشيدن بنگ را ناچيز بشمرد ، كافر است .

همان ، ص 86 .


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

اگر راحتی می خواهیم ...
امام علی علیه السلام :
فَمَنْ اءَخَذَ بِالتَّقْوى عَزَبَتْ عَنْهُ الشَّدائِدُ؛
آن كه تقوا پيشه كند، سختى ها از او دورى گزيند.
نهج البلاغه: خ 189، ص 636

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

چهار چیز را زیاد به خاطر آوردید

اول: یاد خدا

 دوم: یاد مرگ

 سوم: تلاوت قرآن

 چهارم: صلوات بر محمد و آل محمد

از بیانات حضرت امام عسکری علیه السلام


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

امام على عليه‏ السلام :
أفضَلُ الأدَبِ ما بَدَأتَ بِهِ نَفسَكَ؛
بهترين ادب آن است كه از خود آغاز كنى.
ميزان الحكمه ، ح 369


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

امام على عليه‏ السلام :
إنّي اُحَذِّرُكُمُ الدُّنيا ؛ فَإِنَّها حُلوَةٌ خَضِرَةٌ، حُفَّت بِالشَّهَواتِ ، وتَحَبَّبَت بِالعاجِلَةِ ، وراقَتبِالقَليلِ ، وتَحَلَّت بِالآمالِ ، وتَزَيَّنَت بِالغُرورِ . لا تَدومُ حَبرَتُها، ولا تُؤمَنُ فَجعَتُها ، غَرّارَةٌ ضَرّارَةٌ ، حائِلَةٌ زائِلَةٌ ، نافِدَةٌ بائِدَةٌ ، أكّالَةٌ غَوّالَةٌ؛
من، شما را از دنيا برحذر مى‏دارم؛ زيرا كه دنيا شيرين و خرّم است و تمايلات نفسانى آن را در ميان گرفته است؛ با لذّت‏هاى زودگذرش دل مى‏بَرَد و با [متاع] اندكِ خود ، جلوه‏ گرى مى‏كند؛ به آرزوها آراسته است و با زيور فريب، خود را مى‏آرايد؛ ناز و نعمتش پايدار نيست و از مصائب آن، ايمنى نيست؛ گول زننده است و آسيب ‏رسان؛ دگرگون شونده است و زوال‏ پذير؛ پايان‏ پذير است و نابود شونده؛ آدمخوار است و مرگبار.
تحف العقول ، ص 180


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط   | 

در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید. تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد!

ده فرمان : 

1 -  هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد. 

2-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند.

3-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید.

4-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند.

5-   هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند.

6-   هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد.

7-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید.

8-   هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید.

9-   هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند.

10-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد.

پس از آن سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت، تا اینکه روزی شیطان ، چاره ای اندیشید.

او گفت: ای دوستان! کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم؛ اما به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان، همه چیز را به سود خودمان تغییر خواهم داد.

و ده فرمان چنین شد:

1-    هیچ انسانی ، انسان  مؤمن دیگر را نکُشد.

2-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند.

3-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید.

4-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند.

5-   هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند.

6-   هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن دیگر را نخورد.

7-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن  دیگر زور نگوید.

8-   هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید.

9-   هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند.

10-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد!

و اینک ای اصحاب من! به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید و کاری کنید که هیچ کس ، هیچ کس را مؤمن نپندارد، جز آنان که از دنیا رفته اند!


برچسب‌ها: ابلیس
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت   توسط   |